ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
سه شنبه, 11 تیر 1392 00:15

عامه‌پسند؛ ادبياتي كه زنده می‌ماند

نوشته شده توسط رسول رخشا

آيا ادبيات عامه پسند نوعي از ادبيات است كه نويسنده آن را با توجه به ذوق و سليقه هنري و در دنياي تنهايي نويسنده بودن مي آفريند يا متوني هستند كه بر پايه ذوق و علاقه مردم يا مخاطبان پديد مي آيند و آيا نوشتن اين متون براي ارضاي روحيه هنري در جهان منزوي خويشتن نويسنده است يا هدف آنها سرگرم كردن خواننده و مردم است و جايگاه هنري و خلاقيت ادبي و زيبايي شناسي در آن چندان اهميتي ندارد.

اگر معيار نوشتن در ادبيات مطابق بخش هاي دوم پرسش ها باشد پس بايد به اين معنا برسيم كه وقتي نويسنده يي مي نويسد در واقع از نوشتنش تنها يك هدف دارد و آن هم نوشتن براي خواننده و درآميختن با او به شكلي كه مطابق خواست هاي ذهني او باشد و تلخي ها و شيريني هاي داستان منطبق با كام مخاطبان پيش برود اين راهي است كه به نظر مي رسد هيچ اميدي براي به مقصد رسيدنش نيست، زيرا خواننده اثري را كه براي او نوشته شده باشد نمي خواهد بلكه دقيقا اثري بيگانه مي خواهد كه چيزي ناشناخته در آن بيابد، واقعيتي متفاوت و ذهني جدا از خود كه بتواند او را تغيير دهد و خود به خود هم تغيير يابد. به نظر مي رسد نويسنده يي كه مشخصا براي خوانندگانش مي نويسد در حقيقت نمي نويسد، در اينجا خوانندگانند كه مي نويسند به همين دليل اين خوانندگان ديگر نمي توانند خواننده باشند و خواندن براي آنها تنها ظاهري نمايشي دارد.
آثاري كه براي خواندن نوشته شده اند دور از معنا هستند زيرا با اين استدلال هيچ كس ذات آنها را نمي خواند و نمي تواند سفر به درون آنها را آغاز كند و خواننده تنها به پوسته بيروني آنها دست مي كشد يا چشم مي گرداند. نوشتن براي ديگران كاري خطرناك به نظر مي رسد چون ديگري علاقه يي به شنيدن صداي خودش ندارد بلكه مي خواهد صداي آن ديگري را بشنود صدايي از اعماق، دور اما واقعي و تلخ چيزي شبيه حقيقت.
از طرفي ديگر مي دانيم كه نويسنده نمي تواند در درون خود خلوت گزيند چراكه بايد از نوشتن دست بكشد، رفتن به غار تنهايي و سفرهاي يكه هر نويسنده يي، تنها براي نوشتن نويسنده است وقتي اثري نوشته شد ديگر متعلق به نويسنده نيست و با خواندنش خواننده است كه نيمه هاي تاريكش را روشن مي كند.
اين پارادوكس مطرح شده ميان نويسنده و مخاطب ما را به تفكيكي ميان نويسندگان و خوانندگان مي رساند مرزي كه لاجرم بايد كشيده شود تا معناي اين تناقض ذاتي منجر به حذف يكي به نفع ديگري نشود. همين جاهاست كه مرز ميان مخاطب آماتور و حرفه يي ادبيات پررنگ مي شود و همين طور نقش نويسنده ادبيات جدي با ادبيات موسوم به عامه پسند يا مردم پسند برجسته مي شود.
دنياي ادبيات دنياي ارزش هاست و اين ارزش ها برآمده از صداقت نويسنده با متني است كه مي نويسد: جالب اينجاست كه هر وقت سخن از صداقت و حقيقت در نوشتن پيدا مي شود معناي متقابلش شيادي و دروغ هم پيدا مي شود و جالب تر اينكه در نهايت به اين مفهوم مي رسيم كه در ادبيات رياكاري و فريب نه تنها گريزناپذير است، بلكه صداقت نويسنده و آن بخش از اميد و حقيقتي را كه در اوست شكل مي دهد. با اين حرف ها اين تصور به وجود مي آيد كه ادبيات و نوشتن با وجود بي مرزي دروني اش توسط خوانندگان و نويسندگان به انواع مختلفي تقسيم و تفكيك مي شود.
پاورقي نويس هاي قديم، امروز ديگر به رمان نويسان عامه پسند تبديل شده اند و از هميشه و تا امروز هم مخاطبان خود را داشته اند و دارند از اروپاي قرن 19 به بعد تا امريكاي امروز.
اخبار بست سلرهايي كه هر روز مي خوانيم و مي شنويم اغلب همان رمان هاي عامه پسندي هستند كه مخاطب هاي بسيار زيادي دارند و بالطبع فروش بيشتري نسبت به آثار ديگر.
داستان هاي همراهي كه در مترو و اتوبوس و بالين هاي پيش از خواب مطالعه مي شوند و نقش اصلي شان ايفاد و بازگرداندن سرگرمي به مخاطب و همين طور پر كردن ساعت هايي از روز يا شب هر خواننده يي است، داستان هايي كه هميشه پايه ثابت شان يك ماجراي عاشقانه با چاشني خيانت است و روند تلخ و شيريني كه در پايان اغلب با شادي و شيريني تمام مي شود يا يك قتل مرموز كه در ميانه هايش يك ماجراي رمانتيك اتفاق مي افتد. ادبيات عامه پسند مخصوص به اروپا يا امريكا نيست، در ايران خودمان هم اين نوع ادبيات با پاورقي هاي كساني مثل شاپور آرين نژاد، احمد احرار، سبكتكين سالور، جواد فاضل و خيلي هاي ديگر شروع شد و مورد توجه قرار گرفت كه اغلب به شكل پاورقي در روزنامه ها يا مجلات دوران منتشر مي شد.
ادبيات عامه پسند ميان نويسندگان و روشنفكران ما هميشه مورد انتقاد، تخفيف و تحقير بوده است به طوري كه نزديك شدن و خواندن آنها گناهي كبيره محسوب مي شود اما گناهي كه انگار خيلي از آنها در خلوت خود با خواندن آثاري از ر. اعتمادي، كوروس بابايي، پرويز قاضي سعيد و... يك بار هم كه شده دچارش شده اند.
فهيمه رحيمي، يكي از پركارترين و پرمخاطب ترين نويسندگان اين نوع از رمان يا ادبيات بعد از انقلاب است كه با آثار متعدد خود توانسته است نامش را در ميان نويسندگان عامه پسند هم دوره مان بدل به نمادي كند كه هم مخاطب هاي زيادي براي رمان هايش بيافريند و هم نمونه يي باشد كه در راه اين نوع نوشتن استمرار ورزيده و جاي خود را در دل مخاطبانش و بازار اين گونه آثارگشوده است.
به نظر مي رسد ادبيات عامه پسند اگر هيچ سودي هم در ادبيات جدي نداشته باشد فايده مهمي دارد و آن هم تربيت و تمرين دادن خواننده و آشتي دادن با كتاب و گشودن دريچه هاي خواندن براي آثاري دشوارتر است، در واقع مي خواهم بگويم ادبيات عامه پسند در عالي ترين شكل خود مي تواند نقش پلي را ميان خودش و ادبيات جدي بازي كند و به گمانم اين، چيز كمي نيست.

خواندن 718 دفعه

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top