ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

نه مرادم، نه مريدم

این مورد را ارزیابی کنید
(9 رای‌ها)

نه مرادم، نه مریدم
نه پیامم، نه کلامم
نه سلامم، نه علیکم
نه سپیدم، نه سیاهم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آن گونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم،  نه زمینم
نه به زنجیرِ کسی بسته‌ام و بردۀ دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم
چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم ...
گر به این نقطه رسیدی
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را:
آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
توهمانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرارِ نهانی
تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند
که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی
نه که جُزئی
نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی،  به خود آی
تا درِ خانه متروکۀ هرکس ننشینی و
به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی....

خواندن 6444 دفعه

دیدگاه‌ها  

#4 مدير سايت 1391-08-01 23:29
با سلام. با تشکر از تذکر دوستان، نام شاعر تصحیح شد.
#3 کاف 1391-08-01 12:53
خیلی جالبه!!
بابا کجای قالب شعری،سبکش و مفهومش به مولانا مربوط میشه؟!
شاعر اینشعر فریدون حلمی است.
خواهشاً تصحیح کنید.
#2 شهاب 1391-07-26 19:32
شاعر: فریدون حلمی
#1 مهدي 1391-02-06 20:00
ميشه لطفا خيلي برام مهمه : بهم بگين تو كدوم كتابشه(مثنوي يا شمس هرچي گشتن تو اين دوتا نبود) خيلي لطف مي كنين اگه برام ايميل كنيدش
ممنون از كار فوق العادتون

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top