داستان امروز ما به تصميم‏‌ها و روياها، بخصوص برای زنان باز می‏‌گردد. رويايی که اگر بدون در نظر گرفتنِ ويژگی شخصی و جنسيتی (چه زن و چه مرد) در آن فرو رويم و غرق شويم، می‏‌تواند هر تعادلی را بر هم ريزد. آن وقت ديگر نه رويايی باقی خواهد ماند و نه کسانی که با آنان روياهای ما رنگ واقعيت و زيبايی خواهد گرفت، چون هنر زندگی، هنر تعادل و اعتدال است. تعادلی که در کنار حفظ ذاتِ زنانه و درک تفاوت‏‌های آن با مردان معنا می‏‌يابد. يافتن اين تعادل، هنرِ زندگی است.