نویسنده مخاطب را با شرایط و سرنوشتِ نفراتی آشنا می‏‌کند که قربانی یک خودخواهی می‌گردند. قربانیانی که گاه با گذشت‏ه‌ای بی‏‌منطق، فقط موجبات مشکلات بیشتر را در آینده فراهم می‏‌کنند. سوژه و مسیر قصه انتخابی می‏‌تواند برای بیشتر خوانندگان رمان و به ویژه شادانی‏‌های حرفه‏‌ای جالب و در نهایت تاثیرگذار باشد. پس در انتخاب و همراهی‏‌اش شک نکنید.

نکته مهمی که در داستان امروز مورد توجه است و بی‏‌ترديد خواننده شادان را درگير خواهد کرد، بررسی شک و ترديد در زندگی است، آن هم نه به صراحت، بلکه به صورت يک ترديد هميشگی که روح آدمی را می‏‌خورَد. شايد جذابيت اثر نيز به همين نکته‏‌بينی و نتيجه‏‌ای غيرمستقيم که از يک رُمان می‏‌توان انتظار داشت، باشد. نتيجه‏‌ای که قرار نيست نويسنده به صورت درس اخلاق و با پندهای گُل درشت به مخاطب خود بدهد، آن هم مخاطبی آگاه و نکته‏‌بين... يک مخاطب شادانی، يک رُمان‏خوانِ حرفه‌‏ای!

گاهی خوشبختی آنقدر به ما نزدیک است که می‌توان بندبندِ وجود آن را لمس کرد یا اینکه می‌شود عطر ملایم آرامش را در رگه‌های زندگی‌مان گنجاند. حتی قدرت این را دارد که یک لبخند بی‌دلیل و از ته قلب را در صورتمان جای دهد؛ اما یک غرور، یک اشتباه کوچک و یا یک بیراهه می‌تواند سایه سنگین و شوم خود را بر این خوشبختی بگستراند و تازه آن زمان است که چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم، نه خبری از آن آرامش دلگرم کننده هست و نه از آن همه عشق که روزی جاودانه می‌پنداشتیمش. بیراهه‌ای در شب قصه‌ای است از قدر ندانستن‌ها، از نتایج شکست غرور مردانه، از ندیدن‌ها و نخواستن‌ها، از به بازی گرفتن زندگی و احساسات و...