کتاب حاضر مجموعه‏‌ای از داستان‏‌های کوتاه برپایه حوادث پلیسی و جنایی است که از میان چندین کتاب انتخاب و برای اولین‏‌بار به فارسی ترجمه و منتشر می‏‌گردد. نویسندگانِ داستان‏‌ها علاوه بر داشتنِ داستان‌هایی جذاب، یک خصوصیت دیگر را نیز رعایت کرده‏‌اند که همانا «ایجاز» و بیانِ داستان در حداقل سطرهاست. در واقع خواننده با دنبال کردن هر داستان متوجه این مطلب می‏‌شود که اصل و پی‏رنگِ داستان به گونه‌ای است که شاید بتواند به یک کتاب یا داستانِ چند ده صحفه‏‌ای و یا سوژه‏‌ای برای یک فیلم پلیسی ـ جنایی مبدل گردد ولی این نویسندگان ـ که همگی در این زمینه صاحب نام هستند ـ با محدود کردن صفحات به داستان‌هایی کوتاه و اثرگذار رسیده‏‌اند.

نمی‏‌دانیم در معرفی کتاب «رویای من» آیا می‏‌توان گروه یا رده خاصی را به عنوان مخاطب آن معرفی کرد یا لازم است طیف خوانندگان را گسترده‏‌تر کرد و به همه توصیه‏‌اش نمود. شاید مهم‏ترین تأثیری که خواننده پس از پایان کتاب می‏‌گیرد توجه به عملکرد نیروی اراده و قدرتِ خواستنِ ما آدم‏‌هاست. نویسنده بارها و بارها بر این نکته تاکید می‏‌ورزد و به مخاطب خود یادآوری می‏‌کند که عامل اصلیِ رسیدن به خواستن‏‌ها، اراده‏‌ای است که از عشق و ایمان سرچشمه می‏‌گیرد. تردید نداریم علی‌رغم آن که انوشه انصاری را از نزدیک نمی‏‌شناسیم ولی به عنوان کسی که چندین دلیل برای مطرح شدن دارد، حتما در عشق ورزیدن، عاشق خوبی است و در اعتقاد و ایمان، بدون تردید بر باورهایش (هر چه باشد) استوار است. این خصیصه کسی است که خود را باور کرده و اصل خود را فراموش نکرده است. او هنوز هم از جدال برسر موضوعی مانند پرچم کشورش استقبال می‏‌کند و با این کار به تمامی مردمان این دیار می‏‌گوید که: سرزمینم و مردمانش را فراموش نکرده‏‌ام.

برای قهرمان این داستان موقعیتی پیش آمده که با چشمان بسته بتواند دیگران را ببیند و از آن فراتر، پای حرف‏‌های بی‏‌تظاهر و مکنونات قلبی‏شان بنشیند. چنین موقعیتی ابتدا برای هر کسی جذاب است و جالب، ولی با گذر زمان، کم‏‌کم شخص می‏‌فهمد که دانستنِ همه چیز، همیشه خوب نیست. ما سال‌ها با افرادی زندگی می‏‌کنیم یا رفت وآمد و ارتباطی داریم که به تصور ما از نزدیکان ما هستند و رابطه‏‌ای عاشقانه، دوستانه یا همراه با احترام میان ما برقرار است، اما به یکباره همه چیز چهره عوض می‏‌کند و تمام تصورات ما در هم می‏‌ریزد و هیچ کاری هم دیگر از دست ما را برنمی‏‌آید. امیدواریم شما هم برای لحظاتی خود را در چنین موقعیتی قرار دهید و ببینید آیا می‏‌خواهید که به این توانایی دست یابید یا نه؟

کتاب «من یک زن هستم...» از آن دست کتاب‌هایی است که نویسنده‏‌اش بی‏‌تردید دارای نگاهی ریز و ظریف بوده است. اصل کتاب «احساس بدی نسبت به گردن خود دارم» بود که انتخابی هوشمندانه برای یک کتاب اثرگذار به نظر نمی‏‌رسید، پس با تغییر نام آن خواستیم در نگاه اول ارتباطی منطقی میان کتاب و خواننده آن ایجاد کنیم. امیدواریم با خواندن صفحات اولیه به نوع نگاه خاص نویسنده پی ببرید و توجه او را به مسائلی کوچک اما تأمل‏‌برانگیز ببینید. در حقیقت در کل کتاب، نویسنده به ساده‏‌ترین، پیش‏‌پاافتاده‏‌ترین و روزمره‏‌ترین مسائل که گاهی حتی شخصی هستند چنان دقیق و با زاویه‏‌ای تازه می‏‌نگرد که خواننده را با بُعد سوم و از بالا نگاه کردن در این دنیای دو بُعدی! شگفت زده می‏‌کند. به ویژه نگاه و قلم زنانه او برای خوانندگانِ مؤنث و در تمام مقاطع سنی تأمل برانگیز است، اگر چه خانم‏‌هایی که از سنین جوانی و میان‌سالی و حتی بالاتر گذشته‏‌اند (اگر واقعا خانمی به این رده‏ سنی رسیده باشد یا قبول کرده باشد که رسیده!!) احساسات مشترکی با نوشته‏‌های این کتاب خواهند داشت.

این کتاب شامل دو اصل اساسی است: «سلامتی و زیبایی». و برای رسیدن به این دو اصل روش‏‌های خاص خود را ارائه کرده است. نکته مهمی که می‏‌تواند تفاوت میان این کتاب با آثاری از این دست باشد ــ قبل از آنکه ادعا کنم بهترین روش دنیا را ارائه می‏‌کنیم!! ــ در دو موضوع است: سادگی و فراگیری. در واقع این کتاب ادعای روش خارق‏‌العاده‏‌ای را ندارد ولی نویسنده آن یکی از همان خانم‏‌هایی است که روزی مستأصل از انتخاب روش‏‌های متفاوت، شروع به آزمودن مسیری کرد که امروز نتیجه‏‌اش را بر روی بسیاری از نزدیکان خود نیز دیده است. اولین تجربه در مورد خودش بود و چنان مؤثر افتاد که برای تمامی دوستان دور و نزدیکش حیرت‏‌انگیز می‏‌نمود. همه از او در مورد داروهای مصرفی یا عمل خاصی که انجام داده می‏‌پرسیدند و پاسخ او چنین بود: «نشدن در کار نیست...حتما می‌شود». او مجموعه‏‌ای از نکات ریز و درشت روزمره را کنار هم چید و آزمود و چون به سادگیِ آن اهمیت می‌داد پس سعی کرد به روش‏‌های محیرالعقولی دست نزند و علاوه بر حفظ سادگی، به فراگیر شدن و عملی بودن آن نیز توجه کند تا برای همگان قابل استفاده باشد.

این کتاب، بیشتر از کودکتان، درباره شماست. به شما می‏‌گوید چه زمانی باید نگران باشید و چه وقت باید آرام بمانید. چطور استراحت کنید. چقدر مراقبت از جسم و روح می‏‌تواند مفید باشد و حتی چه زمانی به خود جایزه دهید. خواهید آموخت پرسیدن چه سوال‌هایی در بیمارستان یا کلینیک ضرورت دارند و چه لوازمی برای اولین فرزندتان لازم است. چطور با نوزاد از خانه خارج شوید، از چه وقت باید فعالیت و ورزش را شروع کنید، چطور به روح و جسم خود اهمیت دهید و حتی چگونه با او ورزش کنید و انگیزه‏‌هایتان را بالا ببرید. این کتاب به عنوان یک راهنمای کامل و یک مشاور خوب، در هر صفحه به شما یادآوری می‏‌کند که تنها نیستید و اولین سال کودک، متفاوت‏‌ترین سال زندگی او و شماست.