ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

قصه‏‌ها و مشکلات در ذات یکی هستند، فقط شرایط بروز و روایت آن‏ها تفاوت دارد. هنوز هم با خواندن کتابی از نویسنده حاضر می‌‏بینیم با دیدگاهی روانشناسانه به مسائل زنانه می‌‏پردازد و این سؤال را با خود دارد که چگونه در ینگه دنیا ــ با ظاهری که از خود ترسیم می‌‏کند ــ زنان چنین دغدغه‏‌هایی دارند. جالب هم اینجاست که قصه‏‌های آن‏سوی دنیا، برای ما این‏وَری‏‌ها ناآشنا نیست و به عنوان یک معضل اجتماعی برای همگان قابل طرح و بررسی است. «جوی فیلدینگ» را باید استاد این کار دانست: قصه‏‌گوی تعلیق‏‌ها، علامت سؤال‏‌ها و طرح مشکلات اجتماعی به ویژه در زمینه مسائلی که به زنان یا کودکان مرتبط است.

برای قهرمان این داستان موقعیتی پیش آمده که با چشمان بسته بتواند دیگران را ببیند و از آن فراتر، پاى حرف‏‌هاى بى‏‌تظاهر و مکنونات قلبى‏شان بنشیند. چنین موقعیتى ابتدا براى هر کسى جذاب است و جالب، ولى با گذر زمان، کم‏‌کم شخص مى‏‌فهمد که دانستنِ همه چیز، همیشه خوب نیست. ما سال‌ها با افرادى زندگى مى‏‌کنیم یا رفت وآمد و ارتباطى داریم که به تصور ما از نزدیکان ما هستند و رابطه‏‌اى عاشقانه، دوستانه یا همراه با احترام میان ما برقرار است، اما به یکباره همه چیز چهره عوض مى‏‌کند و تمام تصورات ما در هم مى‏‌ریزد و هیچ کارى هم دیگر از دست ما را برنمى‏‌آید. امیدواریم شما هم براى لحظاتى خود را در چنین موقعیتى قرار دهید و ببینید آیا مى‏‌خواهید که به این توانایى دست یابید یا نه؟

کتابى دیگر از این نویسنده کانادایى که خود او، این کتاب را حاصل تحقیقات مداوم یکساله و چندین بار بازنویسى متن مى‏‌داند و ادعا مى‏‌کند پخته‏‌ترین و زیباترین کار او تا زمان چاپ اثر بوده است. منطق داستان بسیار سنجیده و اصولى پیش می‌رود تا جایى که شاید حذف کوچک‌ترین جملات از کتاب و یا خطایى جزئى در ترجمه، به اصل داستان لطمه وارد مى‏‌کرد. ـ و این نکته، نشان از تبحر نویسنده دارد ـ در ضمن، مترجم نیز با شایستگى از انتقال مفاهیم با زیباترین واژگان، آن هم در حال و هواى زبان ما برآمده است و خواننده در سراسر کتاب این نکته را احساس مى‏‌کند که مترجم در عین پایبندى به اصل اثر، آن را با زبان و فرهنگ ما نیز منطبق نموده است. بنابراین اگر امروز ادعا کنیم که در معرفى آثار این نویسنده به جائى رسیدیم که در خور آثار اوست، حرفى به گزافه نگفته‏‌ایم. ذکر این مسئله را نیز لازم مى‏‌دانیم که هر اثر از «جوى فیلدینگ» یک تجربه است. تجربه‏‌اى به ارزش یک زندگى، که حتى اگر هیچگاه براى ما پیش نیامد، ارزش دانستن و بارها مرور کردن را دارد.

«جوی فیلدینگ» هیجان را در وجود خواننده تا جائی می‌برد که ادامه ندادن داستان، غیرممکن می‌گردد و در کنار این زیبائی، مسائل و مشکلات اجتماعی ـ بخصوص موارد مختص زنان ـ را به زیبائی هرچه تمام بیان می‌کند. او فراز و نشیب رمان را تا اوج لطافت پیش می‌برد و درست در زمان‌هایی که انسان انتظاری دیگرگونه دارد، با یک حرکت غافلگیرکننده، همگان را به تعجب و تحسین وامی‌دارد. و اینجا که آن تعبیر زیبا در مورد او مصداق می‌یابد: «استاد رمان‌های روان‌شناسی شورانگیز و دلهره‌آور، دلهره‌ای نه از ترس، بلکه از روی هیجان و لطافت...»

«جوى فیلدینگ» مثل همیشه در این کتاب هم ارتباطات خانوادگى و اجتماعى را دستمایه داستان کرده و با سبک تعلیق خود، ماجرا را همچون پازل کنار هم چیده و به زیباترین شکل بستر داستان را پهن کرده است. او در کتاب «رازى را به من مگو!» از روابط فراموش شده یک زن و شوهر آغاز مى‏‌کند، زن و شوهرى که بنابر یک اتفاق دوباره رو در روى هم قرار مى‏‌گیرند. در واقع شاید این هنر نویسنده‏‌اى مانند خانم فیلدینگ است که از بستر یک ماجرا به نکات ظریفى مى‏رسد و اگر خوب دقت کنیم شخصیت‏‌هاى داستانى او را در اطراف خود پیدا مى‏‌کنیم. بنابر این خوانندگان تیزبین در حین پیشروى داستان متوجه این نکات مى‏‌شوند که چگونه نویسنده روابط میان آدم‌ها را به زیر ذره‏‌بین مى‏‌کشاند، فراموش شده‏‌ها را به یاد مى‏‌آورد و آنچه را لازمه یک ارتباط صحیح است به تصویر مى‏‌کشد... و زیبایىِ کار او در آن است که تمامى این نکات را بدون جملات اندرزگونه و غلوآمیز و تنها در میان روال داستان بیان مى‏‌کند.

این کتاب داراى همان نگارش و توالى نفس‏گیر و هیجان‏‌انگیز در داستان‌هاى نویسنده است و بدون اغراق تا پایان، بارها و بارها مارا در موج مَواج دلهره و زیبایى غوطه‏‌ور می‌سازد. دلهره‏‌اى دلنشین، دلهره‏‌اى نه مانند کتاب‌هاى ترسناک، بلکه ناشى از قرار دادن خود در جاى قهرمان کتاب و همدلى با او. به هر شکل این جذابیت، بیشتر از سوژه‏‌ى کتاب ما را با خود همراه می‌کند. داستانى جذاب و زیبا در پیش روى شماست که ترجمه‏‌ى خوبى به قلم یک نویسنده را با خود دارد. نویسنده‏‌اى که در ترجمه نیز توانسته حال و هواى کتاب را در تمامى داستان حفظ نماید و همراه با پایبندى به اصل اثر، آن را براى خواننده‏‌ى ایرانى روان و آشنا سازد.

کتاب‌هاى «جوى فیلدینگ» هرچند واقع‏‌گرایانه و جدى باشند ولى از یک نکته در آن نمى‏‌توان چشم پوشید که همانا وجود جذابیت‏‌هاى داستانى است تا جائى که خواننده، از ابتدا و در هر برگ، مشتاق دنبال کردن ماجراست و در انتها، تا مدت‌ها به فکر فرو رفته و از کتاب تأثیر مى‏‌پذیرد. کتاب «بوسه خداحافظى» از بهترین و جذاب‏‌ترین آثار اوست که به راستى غافلگیر کننده و هیجان‏‌انگیز است و می‌تواند در تمامى فصل‏‌ها شما را مشتاق‏‌تر از قبل با خود همراه سازد.

این کتاب مى‏‌تواند فرا روى هر یک از ما، به عنوان دیدى تازه، زاویه‏‌اى را باز کند تا شاید اگر مشکل در میان ما نیز وجود دارد ــ حتى اگر بزرگ و حاد نباشد ــ آن را قبل از ریشه دواندن و گستره یافتن درمان کنیم. بنابراین به جرأت مى‏‌توان گفت این کتاب رمانى است بسیار زیبا و کشش‏دار و در درجه اول، نوشته‏‌اى که ما را به تأمل وامی‌دارد. کتابى که با شروع از اولین برگ، خود را ملزم به ادامه تا آخرین صفحه خواهیم یافت.

«ژرفاى زندگى» داراى وجه مشخصه تمامى آثار اوست: بررسى یکى از معضلات اجتماعى، بخصوص در ارتباط با زنان، و چیدن پازل گونه داستان به نحوى که خواننده همواره مشتاق دانستن بیشتر است و جالب آنجاست که علی‌رغم خارجى بودن کتاب با فضائى غیر از شرایط فرهنگى ما، تمامى خوانندگان ایرانى هم بخوبى با نوشته‏‌هاى این نویسنده ارتباطى صمیمى برقرار مى‏‌کنند. «جوى فیلدینگ» تمامى آثارش را با الهام از ماجراهاى واقعى و پرونده‏‌هاى حقیقى مى‏‌نویسد و بیش از ده نفر روانشناس او را در این کار و بخصوص تحلیل مسائل روانشناسىِ کتاب یارى مى‏‌کنند. بنابراین شاید بى‌دلیل نیست که خواننده از داستان‌هاى او بسیار مى‏‌آموزد و به تفکر وادار مى‏‌شود. اکثر ماجراهاى او در ارتباط با زنان است و به همین علت توانسته در بسیارى از کشورها ــ با فرهنگ‏‌هاى متفاوت ــ آثارش را به مخاطبان ارائه نماید. و دلیل آن وجود چنین مسائلى است که در جوامع مختلف و به اَشکال گوناگون بروز کرده و نمود یافته است.

 

Go to top