داستان امروز بستر یک موقعیت خاص را با اتکا بر نقطه صفر چیده است، آغازی ناخواسته با پاک شدن تمامی خاطرات - البته نه شبیه به آن چه گفتم، و این شاید نتایجی متناقض را با خود به همراه داشته باشد. نویسنده با قرار دادن شخصیت داستان در این شرایط، موقعیت‏‌های خاص و نسبتا پیچیده‏‌ای از پیشینه او را با دیگران فراهم می‏‌سازد. تجربه مرز میان مرگ و زندگی، اوج و فرود لازم در قصه‏‌پردازی را فراهم ساخته و خواننده ضمن همذات پنداری با شخصیت‏‌های داستانی، با مجموع‌ه‏ای از گناهانِ نادانسته در اتفاقات گذشته، امروز و آینده را با ذهنی صفر شده می‏‌آزماید... مثل تجربه مرگ، و زندگی دوباره! شاید مرور این شرایط برای ما خوانندگان موجب آن نهیبی شود که بدانیم پاک شدن گذشته و خاطرات از ذهن ما چه پیامدهایی خواهد داشت؟