نویسنده امروز ما در قالب روایتی دلنشین، پذیرفتنِ تفاوت‏‌ها توسط افراد را به چالش کشیده است. این که به راستی عشق تا کجا می‏‌تواند آدم‏‌ها را به پذیرشِ نگاه همدیگر وادار کند و از کجا این تفاوت‏‌ها می‏‌تواند حتی بر عشقِ آتشین هم سایه افکند؟ آیا آنچه روزی موجب حسِ خوشایند در وجود دو نفر می‏‌شده امروز می‏‌تواند دلیلِ فرو ریختن همان حس گردد؟ سوژه انتخابی نویسنده برای مخاطبِ نکته‏‌سنجِ شادان جذابیت لازم را دارد تا او را به تفکر در این رابطه فرا بخواند. نوعی نگاه و زاویه‏‌ای خاص به روابط که بی‏‌تردید جذب‏‌تان خواهد کرد.

قصه‏‌ای پيش روی مخاطبان است با سکوت و سکون آغاز می‏‌شود و کم‏کم راز می‏‌گشايد. توالی چيدن قصه به دست نويسنده هم به گونه‏‌ای است که مخاطب را همراه خود می‏‌سازد. در واقع دليل همراهی مخاطب همين توالی و رفت و برگشت قصه در حال و گذشته است که او را با کنجکاوی به دنبال خود می‏‌کشاند.

فارغ از اين که در چه موقعيتی هستيد شايد لازم باشد کمی به قضاوت بنشينيد و شخصيت‏‌های قصه و افکارشان را رد يا تائيد کنيد. پس وارد مسير داستانی نويسنده بشويد که او نيز به‌خوبی توانسته با طرح قصه، از قضاوت به عنوان راوی فاصله بگيرد و خواننده‏‌اش را به اين کار وادار کند.