نويسنده امروزِ ما دارای سبک کاری خاص خود است که مخاطب شادان نيز آن را شناخته و مورد تائيد قرار داده است. او در يافتن سوژه خاص - مثل اين کتاب - و گشتن به دنبال مسائل آن تبحر دارد و همين سوژه را بر بستری از عواطف و احساسات، که لازمه رمان است می‌‏گسترد و تبديل به قصه‏‌ای دلنشين می‌‏سازد. شايد فاصله افتادن ميان آثار او به دليل حساسيتی است که نسبت به درخواستِ مخاطب خود دارد و برای او احترام قائل است، اما هر چه هست امروز نتيجه‌‏اش در کفه قضاوت شماست.

قصه‏‌ای که قهرمانش از آن دست کسانی است که باید مورد توجه قرار گیرد: ایجاد فرصت در محیطی دشوار و تنش‏‌آلود، برای رسیدن به موفقیت ــ آن هم نه موفقیت مالی، بلکه یک تعالی و رشد انسانی و قابل تمجید و ستایش. در شرایطی که امکانِ رشد وجود ندارد و هرکس از راه نرسیده با رفتار و قضاوت‏‌های نادرست، مانعِ باروری افراد کوچک‏تر می‏‌گردد، گذر کردن و رشد بالنده بسیار سخت است و تا حدودی ناممکن... و آن که به سلامت گذر کرده را باید تشویق و تمجید کرد. نویسنده نیز در ترسیم موقعیت‏‌ها موفق عمل کرده و توانسته مخاطبِ حساس را راضی نگه دارد. مخاطبی که اکنون آثار او را با پشتوانه کارهای قبلی‏‌اش قضاوت می‏‌کند.

اين داستان از آن سوژه‌‏هايی است که نگاه نويسنده، به آن جانی دوباره داده و خواننده را به دنبال خود خواهد کشاند. گاهی ساده‏‌ترين موضوعات دستمايه کار نويسنده‏‌ای صاحبِ سليقه می‏‌شوند که خواننده را به دوباره نگاه کردن وادار می‌سازد: دوباره ديدنِ آن چه شايد خيلی ساده از کنارش گذشته و جدی نگاهش نکرده است. اين همان هنر و رسالتِ نويسنده است که اگر به انجام برساند، کارِ خود را کرده است، کاری کارِستان! شايد با ايجاد تأمل بيشتر در خوانندگان، آن تاثير لازم صورت پذيرد تا از قيدهای اضافی و گاهی غيرمنطقی خلاص شويم.

کتاب «رویا» اولین کار نویسنده آن است که به چاپ می‏‌رسد ولی نکته اساسی در مورد آن، پرداخت خوبی است که در کتاب شده و توانسته اثرگذاری لازم را برای دنبال کردن داستان به وسیله مخاطب خود داشته باشد. سوژه‏‌ی کتاب تلفیق خوبی از عشق و ماجراست و نویسنده این دو را در کنار هم بخوبی قرار داده تا کتاب به یک داستان جذاب بدل گردد.

کتاب «خواب و بیدار» مانند تمامی کتاب‌های رُمان می‏‌باید اثری در خواننده خود داشته باشد و او را در اندیشیدن یاری کند و یادآور روزهای عمر باشد که بی‏‌محابا می‏‌گذرند و در اثر یک خطای کوچک به مسیری منتهی می‌گردند که تنها حسرت را برجا می‌گذارند. برای لحظات این زندگی، به عنوان پُربهاترین هدیه خداوند، ارزشی بیش از آنچه هست قائل شویم.

داستان عشق و زندگی است که منجر به نیروی ایمان می‏‌شود. شخصی که در برابر رخدادها گاهی می‏‌ایستد و مسیر آن را با همان ایمان و عشق به دلخواه تغییر می‌دهد و گاهی منفعل، ناظرِ وقایع می‌شود و از نتایج آن تأثیر می‏‌پذیرد. تجربه‏‌ای است که خواندنش برای تمامی ما، آموخته‏‌ای است که به انبانِ دانسته‏‌هایمان از زندگی می‏‌افزائیم و تجربه می‏‌نامیم و بی‌تردید روزگاری برای ما راهگشا خواهد بود. باشد تا با خواست و اراده، تأثیر گذار بر سرنوشت خویش باشیم.