ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

گنجشک‌های غم

این مورد را ارزیابی کنید
(8 رای‌ها)

نمونه‏‌اى از آن دست کتاب‌ها و نویسندگان که با گذشت سال‏‌ها و نسل‏‌ها، و تغییر یافتنِ خواست‌‏ها و نیازها، به رمزِ دستیابى به روح آدم‏‌ها واقف است و می‌داند چگونه و کجا، با لطیف‏‌ترین کلمات، ذهن‏‌ها را پرواز دهد و داستانى خلق کند که طیف گسترده‏‌اى از خوانندگان را با خود همراه سازد. شاید رمز این ارتباط و اثرگذارى در آن است که نویسنده مى‌‏تواند غم‌‏انگیزترین موضوعات را در قالب عشق‏‌هاى واقعى ــ و گاهى آرمانى ــ براى ذهن خواننده ترسیم کند و از آن، غمى دلنشین و دوست داشتنى بیافریند.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: ر.اعتمادی
  • قیمت: 190000 ریال
  • تعداد صفحات: 344 صفحه
خواندن 7498 دفعه

دیدگاه‌ها  

#13 مجید رضا عرفانیان 1393-10-15 23:22
با سلام من امروز مردی 53 ساله هستم که از کتابهای دلنشین اقای اعتمادی در دوران جوانی لذت برده ام با کتابهایش گریسته ام و گاهی نیز شادمان شده ام دلم میخواهد کتابهایش که متاسفانه تمامی انها را از دست داده ام دوباره داشته باشم چگونه میشود ؟
#12 شهلا 1391-05-16 11:13
باسلام
آقای ر- اعتمادی شما باعث افتخار سرزمین من هستید
خیلی دوستتون دارم
برای پیدا کردن یه سری از کتاباتون به خیلی از کتابفروشی هایمراجعه کردم در صورتی که براتون مقدورهست باایمیل من تماس بگیرید
آرزوی من دیدار بهترین نویسنده ایرانی است
دوستدارشما شهلا
#11 رویا 1391-03-19 01:49
من ازتمامی کتابهای اقای اعتمادی لذت میبرم ودست ایشان را می بوسم ازراه دور دلم میخوادیک بارباایشون حرف بزنم واین از ارزوهای منه چون وقتی کتابهای ایشونو میخونم مرحمی برای دردهامه... ای کاش یکبارباایشون صحبت میکردم...
#10 مینا 1390-12-01 13:00
نمی دانم چرا کتابهای آقای اعتمادی به دلم نمی شینند!از داستانهایی که همان اول کار شخصیتهای داستان را لو می دهند زیاد دل خوشی ندارم!اما یک سوال از آقای اعتمادی داشتم...
چرا اینقدر تلخ آقای اعتمادی؟چرا اینقدر گزنده؟شما چرا هر بلایی دلتان می خواهد سر شخصیت اصلی داستان می آورید و درب داغانش میکنید؟
من به خاطر تلخی که در کتابهای شما خوب مشهود است،دیگر از شما نمی خوانم...
#9 فرانک 1390-11-30 21:58
با سلام
نمی دونم آقای اعتمادی تا حالا عاشق شدن یا نه ولی این کتاب برخلاف تمام سخنان به ظاهر عاشقانه کاملا خالی از هرگونه احساس بود . اصلا از کتاب خوشم نیامد
#8 niuosha 1390-11-25 11:49
من داستان های آقای مهدی اعتمادی رو خیلی دوست دارم و تا جایی که تونستم همش رو خوندم ازتون ممنونم آقای اعتمادی
ارزو دارم رمانم چاپ بشه
#7 سحر 1390-11-24 03:53
سلام اقای اعتمادی من کتابهای شما را خوندم کفش های غمگین عشق .شبهای ایرانی.برای که اواز بخوانم .شاهدی در اسمان از کتابهای جدیدتون عالیجناب عشق خیلی بهتر از آبی عشق وهزار ویکشب عشق بود امیدوارم در کتلابهای بعدی شما با موفقیت روبرو بشید
#6 نیلوفر 1390-07-27 02:19
سلام اقای اعتمادی من اولین کتابی که از شما خواندم شوک پاریسی بود کلاس چهارم دبستان بودم ویواشکی سراغ کمد مامانم که وسایل شخصی مربوط به دوران مجردیش رو نگه میداشت رفتم واین کتاب رو دیدم وهمون جا تو زیر زمین نشستم وتا اخرش رو خوندم واز اونجا بود که علاقه ی من به رمان وکمد مامانم !! شروع شد وتا به امروز که یک رمان خوان حرفه ای شدم ادامه داره و داد همه رو دراورده!
#5 نیایش 1390-07-02 12:07
سلام آقای اعتمادی.اگر اغراق نکنم یکی از آرزوهام دیدن شماست.کتاب شبهای ایرانی شما با اون قلم زیبا واقعا محشر بود.من تمام کتابهای شما رو خوندم و عاشق قلم سبک ولی در عین حال پر مفهوم شما هستم.موفق باشین
#4 اشکان 1390-04-06 23:30
سلام آقای اعتمادی . بابت این همه سال تلاش بی وقفه به شما خسته نباشید می گویم . آثار شما همگی زیبا هستند ، اما شب ایرانی خاطرات زیادی را برای خیلی ها دارد . پایدار باشید

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top