ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

مه رو

این مورد را ارزیابی کنید
(66 رای‌ها)

«مه رو» داستان زنی متأهل است که مسائل و مشکلاتِ خانوادگی او را وادار به مرور گذشته‌اش می سازد... گذشته‌ای که تا امروز به نتیجه‌ای نه‌چندان مطلوب رسیده است و زندگی او را تا مرز ازهم گسستن پیش برده است. نویسنده در بررسی وضعیت شخصیت‌های داستانی نکاتی را به خواننده یادآوری می‌کند که در روزمره‌های همه می تواند اثرگذار باشد.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: مژگان زارع
  • قیمت: 190000 ریال
  • تعداد صفحات: 408 صفحه
خواندن 8602 دفعه

دیدگاه‌ها  

#16 مه رو 1395-06-22 04:05
من کتاب رو فقط به خاطر تشابه اسمی رمان با اسم خودم خریدم ولی,بعد از خواندن کتاب لذت بردم. خاطرات بچگیش خیلی به خاطرات خودم نزدیک بود و بیشتر اینکه اتفاق ها در شهر خودم شیراز,بود,من رو به داستان انس داده البته هنوز تمام نکردم ولی همچنان از خوندنش لذت میبرم.
ممنون از شما خانم زارع
#15 شهرزاد 1394-04-01 23:37
عاليييييييي بود يكي از بهترين كتابايي بود كه خوندم
#14 محمد احمدی 1393-07-19 10:16
من هم به نوبه خودم تشکر میکنم از نویسنده این رمان بسیار عالی.باید بگم این اولین رمانی بود که خوندم وخیلی خوب بود.
من ضمن خوندن اصلا خودم رو یکی از شخصیت های رمان احساس میکردم و منو می برد توی حس .
آلان که دارم این مطالب رو تایپ میکنم چشمام پر اشکه.
خانم مژگان زارع عزیز واقعا دستتون درد نکنه که منو بردی تو شخصیت ها داستان و منو به گریه انداختی.
#13 مهتا 1393-05-26 20:05
با روان آدم بازی میکنه این کتاب!اما قشنگ بوود.
#12 رابعه 1393-05-04 13:37
تازه امروز به دستم رسیده . دل تو دلم نیست زودتر برم خونه که بخونمش ;)
#11 زهرامحسنی 1393-04-17 11:27
سلام خانم زارع عزیز
کتاب مه رو فوق العاده بود
من کتاب رمان زیاد خوندم، بیشتر کتاب هام هم از انتشارات شادان تهیه کردم جدای اینکه خود انتشارات شادان بهترین کتاب ها رو برای چاپ آماده می کنه باید بگم بهترین نویسنده ها رو هم انتخاب میکنه
کتاب شما به نظرم فوق العاده بود خیلی خیلی عالی نوشته بودین
چه از شروع کتاب چه پایانش خیلی خیلی خوب بود من از کتاب هایی که زیاد حاشیه پردازی نمیکنن خیلی خوشم میاد
در هرصورت خیلی عالی بود دستتون درد نکنه و خسته نباشید منتظر کتاب های خوب دیگه هم ازتون هستم موفق باشید
#10 N*A*Z*L*I 1393-03-25 20:14
ضمنا دیگر نوشته های این نویسنده رو هم بهتون پیشنهاد میکنم ... مطمئنم شما هم لذت خواهید برد از عمق نگاه و شناخت درست این نویسنده ...
#9 N*A*Z*L*I 1393-03-25 20:09
سلام ...و اما مه رو ...
برای من مه رو مثه خوردن کاپوچینو ای پر خامه و کف اضافه ناب بود که متاسفانه به جای اینکه تو ماگ مخصوص بهش برام سرو شده باشه تو فنجون مخصوص اسپرسو برام سرو شده بود... تا اومدم مزه و طعم عالیش رو زیر دندون بچشم و از قوام و غلظت اش و نحوه صحیح آماده شدن و سروش کیف کنم ...تموم شد ... اوووففففف ...
طرح و چهارچوب اصلی داستان قابل تامل بود... نویسنده طرحی رو برای پرداخت و شاخ و برگ دادن انتخاب کرده که کمتر بهش پرداخته شده...داستان از بطن واقعیت می یاد ... چیزی که اون رو ملموس و دلنشین میکنه هم استفاده از همین اصل است ... موردی که هر کدوم به نوعی یا خودمون یا عزیزانمون و یا دیگر اطرافیانمون باهاش سردرگریبونن...
نویسنده با استفاده از نگاه داستانی بسیار عمیق و تاپیر گذاری که دارد شخصیت ها را ساخته، به اون ها اصالت داده ... اتفاقات رو با چیدمانی منطقی به تناسب شخصیت ها و باور پذیری مخاطب که متاسفانه به تازگی در رمانهای چاپی رو به تقلیل گذاشته و روندی نزولی را طی میکنه، برنامه ریزی کرده و قوام داده چنانچه با انتخاب یک افتتاحیه مناسب که قدرت مشغول کردن ذهن خواننده و برانگیختن حس کنجکاوی اون به بهترین شکل ممکن رو داره با قدرت شروع میکنه و با چیدمانی منظم و دقیق شروع به پرداخت طرح اصلی و شخصیت پردازی ها و فضاسازیها و کشمکش های درونی شخصیت ها و ... میکنهدیالوگ ها بسیار دلنشین و همراه با ظنزی پنهان بود که هر از گاهی که تعداد زیادی میشد، لبخند رو مهمون لبهام میکرد... شیطنتهای بکر و زیرپوستی شخصیت اصلی داستان و واگویه های ذهنی اش رو بسیار پسندیدم...
چیزی که در مه رو برای من به شخصه نقطه عطف داستان بود ... انتخاب هوشمندانه راوی های داستان بود که به طور کل خواننده رو با دو زاویه دید به طور همزمان و با سوییچینگ به موقع و درست همراه میکرد ...چیزه دیگه ای که قلم این نویسنده رو برای من به شخصه متمایز میکنه استفاده از نگرش کلی به اجزاء اصلی داستان است که باعث میشه به دور از حاشیه و پر گویی از سربردن حوصله خواننده جلوگیری شود ... باز این نکته حائز اهمیت است که در کتابهای چاپی این مهم رو به تقلیل گذاشته ...
به قول دوستان با اینکه از ابتدا خواننده میدونست که این دو به وصال هم رسیدن و قبل از شروع گاها خواننده رو دچار تردید برای انتخاب کتاب میکنه! ولی همچنان نویسنده لذت کشف حقایق و اتفاقات واقع شده رو با سبکی دلنشین به خواننده تزریق میکنه...
چیزی که باعث آه عمیق من شد با توجه به شناخت و اعتمادی که به قلم نویسنده دارم توقع شاخ و برگ بیشتر و بدور از حاشیه بیشتری را داشتم ... از نظر من پایانی عجولانه برای این کتاب در نظر گرفته شده بود ... من نظر نویسنده مبنی بر اینکه نمیخواسته قضیه را لوث کنه موافقم ولی من توقع اینو داشتم که این دو برای ساختن روابط خراب شده سابق در کنار هم و به موازات هم جلو برن ...البته این مهم رو هم اضافه کنم با توجه به شناختی که باز از قلم ایشون دارم این احتمال رو هم میدم که اصلا شاید اینم یکی دیگه از نبوغ نویسنده باشه که ذهن منه خواننده رو درگیر پایان داستان اون هم درست در اوج کرده

و در پایان:
+ خوندن این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم و مطمئنم که نظر دوستان سخت پسند رو در این وان افسای باری به هر جهت کتابهای رمان چاپی بر اورده میکنه ... خوشحالم از اعتماد به قلم ایشون و صرف وقتی که کردم ... بعد از مدتها که کتاب چاپی رو با ذوق و شوق و صرف هزینه میخریدم و نیمه با افسوس و فقط بدلیل احترامی که برای شعور و فهم خودم قاائلم و بعضا دوستان نویسنده گاهی فراموش میکنن این احترام رو نگه دارن!!! رها میکردم ... خوشحالم که کتابی رو انتخاب کردم که تا پایان با لذت خوندم

ممنون... قلمتون مانا ...
#8 مژگان زارع 1393-03-13 19:18
اول تشکر که رمان رو خوندی دوست خوبم
دوم ممنون که نظرت رو منتقل کردی
سوم من هیچ کدوم از این رمان هایی رو که اسم بردی متاسفانه یا خوشبختانه نخوندم مطمئنم کسانی که کتاب من رو برای چاپ تایید کردند قبلا این رمان ها رو خوندن و اگر شباهت ها این قدر زیاد بود به من می گفتند. اما گفتن نکاتی ضروریه:
در واقع این روزها این قدر رمان منتشر می شه که گاهی خیلی سوژه ها شبیه به هم می شوند و تنها چیزی که باعث تمایز اونها از همدیگه می شه سبک نوشتاری نویسنده و دلایلی هست که اون اتفاقات رو برای رمانش استفاده کرده.
نکته دیگه اینه که شباهت زیاد یعنی کپی برداری، آیا تمام چیزهایی که با دقت و وسواس ازشون اسم بردی عیناً در این رمان تکرار شده بود؟ یا فقط روند حوادث شبیه به هم بود؟ چون این باعث می شه کسی فکر کنه من نشستم چندتا رمان رو خوندم و ازشون الهام گرفتم و بعد این رمان رو نوشتم. باید بگم نویسنده ای که کارش کپی کردنه در طول زمان محو می شه و من با دو رمان چاپی و یک رمان اینترنتی (عروس مرده) ثابت کردم چنین نویسنده ای نیستم و در آینده مطمئناً همین روند رو ادامه خواهم داد. توی رمان عروس مرده این بحث ها برای من پیش اومد و من سکوت کردم تا بالاخره همون کسانی که مدعی بودند رمان من کپی از یک رمان خارجیه خودشون حرفشون رو با خوندن رمان پس گرفتند. لینک رمان رو می گذارم تا خودت بری و نظرات رو بخونی: http://www.98ia.com/News-file-article-sid-16457.html
منظورم از باز کردن بحث بالا این بود که ای کاش این قدر با صراحت دست نگذاریم روی شباهت های دو رمان با همدیگه و شبهه کپی کردن رو به‌وجود نیاریم.
اما راجع به انتهای کتاب خب این که بخوام دوباره زندگی شیرین دو نفر رو باز کنم عملاً هیچ فراز و فرودی جز شیرینی دربر نداشت و نمی خواستم بیخود کاغذ سیاه کنم وگرنه بالا رفتن قیمت کتاب بیشتر به نفع من بود تا شما. البته نظر شما محترمه.
متشکرم.
#7 نازنین 1393-03-12 10:59
خانم زارع عزیز خسته نباشید من واقعا مه رو را دوست داشتم وبا نظر همه دوستان موافقم به امید کارهای جدیدتر وخواندنی تر از شما

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top