ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

مجنون بی‌جنون

این مورد را ارزیابی کنید
(19 رای‌ها)

کتاب حاضر علاوه بر خط سير و فضای جديدی که در قصه دارد، با قرار دادن شخصيت‏‌های اصلی داستان در فضايی نو ــ که کمتر سابق‌ه‏اش را داشت‌ه‏ايم ــ توانسته ارتباط منطقی را با خواننده‏‌اش برقرار کند و بر او اثر بگذارد. اميد که نظر شادانی‏‌های نکته‏‌بين نيز چنين باشد و بر اين توصيفات صحه بگذارند.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: پروانه شفاعی
  • قیمت: 300000 ریال
  • تعداد صفحات: 456 صفحه
خواندن 2591 دفعه

دیدگاه‌ها  

#10 نازنین طیبی 1396-01-04 23:39
کتاب مجنون بی جنون عالی بود. خوندنش برام لذت بخش بود دو روزه تمومش کردم. مرسی از شما و نویسنده عزیز
#9 گیسو بانو 1395-05-17 16:42
عالی بود عالی، خواهشأ کتابای بیشتری بنویسین شبیه مجنون
#8 مهدیه 1395-04-25 10:38
عالی بود
#7 افسانه خادم 1395-04-20 20:35
با سلام کتاب مجنون بی جنون کتاب بسیار زیبایی بود با نثر روان و داستانی پر کشش از خانم شفاعی و انتشارات شادان سپاسگزارم.
#6 پروانه شفاعی 1395-04-17 17:40
سلام خدمت دوستان بزرگوار
سپاسگزارم از همراهی همیشگی شما عزیزان و مهری که به کتاب مجنون بی جنون داشتید. تشکر فراوان از پیام های دلگرم کننده و مهمتر از همه به اشتراک گذاشتن حس و حال قشنگتون با من و دیگر دوستان. همچنین سپاس ویژه از آذر عزیز بابت نقد و نظر موشکافانه و کاملشون. پاینده باشید!
#5 zahra 1395-04-07 19:54
این کتاب از بهترین کتابهایی بود که امسال از نمایشگاه خریدم. از خوندش لذت بردم. مرسی از خانم شفاعی عزیز منتظر اثر بعدی شما هستم
#4 شریعت 1395-04-06 19:43
برای توصیف این کتاب فقط نمیشه به یکی دو جمله اکتفا کرد. فضای جدید این کتاب به همراه شخصیتهای خاص و سوژه جالبی که داشت منو به شمال و لوکیشن این داستان برد. یک فضای دلنشین در این کتاب بود که نمیشد لحظه ای از این کتاب غافل شد. سوژه این کتاب به ما میگه که تعصب زیاد بعضی از بزرگترها چه بلایی می تونه سر جوانها بیاره. آخر کتاب به بهترین نحو تمام شد و خیلی راضی کننده بود. یک تشکر خیلی خیلی ویژه می کنم از خانم شفاعی عزیز به خاطر تالیف چنین کتاب زیبایی. من بی صبرانه منتظر اثر بعدی شما هستم. به زودی بهشت متروکه را هم شروع می کنم. خسته نباشید
#3 بهاره 1395-03-22 18:59
رمان فوق العاده اي بود.
ممنون از شما و نويسنده محترم
#2 الميرا شريفي 1395-03-04 15:52
کتاب مجنون بی جنون عالی بود...از خوندن این کتاب لذت بردم. فضایی دلنشین و عاشقانه با شخصیتهایی دوست داشتنی که خواننده رو با خودش همراه می کنه.از شخصیت عمه روحی و امیرپاشا و پدر حنا واقعا خوشم اومد. فضای داستان برام تازگی داشت هم موضوع و هم شخصیتهای خاصی که تا حالا تو رمانهای دیگه کمتر دیده بودم. خسته نباشید ميگم به خانم شفاعی عزیز و همچنین نشر خوب شادان
#1 azar 1395-02-20 15:24
در ابتدای داستان احساس کردم دارم کتاب دیوید کاپرفیلد چارلز دیکنز را شروع می¬کنم. البته تفاوت کتاب دیوید کاپرفیلد با کتاب دوشیزه دریا زمین تا آسمان می¬باشد. ولی شروع داستان یک لحظه این حس را در من بیدار کرد که شاید با یکی از داستان¬های کاپرفیلدی مواجه خواهم شد. خانم شفاعی نویسنده کتاب که کتاب دومش را حروف چینی کردم که البته کتاب اولش به نام بهشت متروکه نام داشت و کتاب به نوعی در ژانر پلیسی و عشقی قرار داشت و شاید تا حدودی پیچیدگی رمان¬های پلیسی را داشت ولی در کتاب حاضر (مجنون بی مجنون) فضا به طور کلی با فضای کتاب قبلی متفاوت است. قصه در یکی از شهرهای شمال ایران در منطقه¬ای سرسبز و با بوی دریا که تماماً از داستان به مشام می-رسد شروع می¬شود و در همان منطقه هم به پایان می¬رسد. شخصیت¬های داستان خوب و تا کمی انسان-های عادی معرفی شده¬اند و اغراقی در معرفی کاراکترهای داستان دیده نمی¬شود. البته به جز مورد بهنام که بسیار اغراق¬گونه با دست خودش زندگی¬اش را به نابودی می¬کشاند که البته این نابودی تنها به خودش ختم نمی¬شود بلکه عشق حنای دوست¬داشتنی را هم به دست بادهای احمقانه تصمیم¬اش می¬سپارد و در آخر داستان با مظلوم¬نمایی می¬خواهد که خواننده (صد البته حنا) او را ببخشد و یا شاید حتی دوباره دوستش بدارد و این پرواضح است که انجام این عمل از جانب هیچکدام (خواننده و حنا قهرمان داستان) شدنی نخواهد بود و نویسنده به این امر کاملاً آگاه بوده و با زیرکی تمام خواننده را به آرزویش می¬رساند. با وجود اینکه عشق بهنام و حنا بسیار رویایی و شورانگیز توصیف شده و خواننده¬ای وجود ندارد که دلش تجربه چنین عشقی را نخواهد ولی در نهایت به دلیل انتخاب بی¬رحمانه و ابلهانه بهنام این عشق به سرعت رو به نابودی می¬رود و عشقی جدید با فضایی جدید جایگزین عشق ناکام قبلی می¬گردد که بسیار هم مقبول و مورد تأیید قرار می¬گیرد. و اما جریان عشق و دوست داشتن بهنوش و داریوش؛ این عشق هم یکطرفه آغاز می¬شود ولی چون برگ برنده در دست بهنوش جوان و زیبا است به راحتی عشق داریوش را از آن خود می¬کند و با زیبایی منحصر به فردش و رفتار متواضعانه و عشق خالصانه¬اش در دل همه جای می¬گیرد و به سرعت فرزندی را تقدیم داریوش می¬کند که ریسمان پیوندشان را محکم¬تر از قبل می¬کند. اما در این میانه افسون که دختری بی¬پروا معرفی شده و با پشت پا زدن به رسم و رسومات خانواده عاشق مردی میشود که خارج از عرف خانوادگی¬اش میباشد و خود این را بهتر از هر کس دیگری می¬داند ولی به خاطر بی¬پروایی¬اش این عشق را بال و پر می¬دهد و در نهایت به راحتی هم او را از دست می¬دهد و او می¬ماند با یک دنیا حسرت و پشیمانی؛ مانند غریقی که به هر چیز چنگ می¬اندازد تا غرق نشود به اولین کسی که در سر راهش قرار می¬گیرد و او کسی نیست جز بهنام که با قلبی رئوف و احساساتی رقیق به راحتی در دام افسون می¬افتد و از عشق رویایی خود دور می¬شود و البته خانم شفاعی در احساسات افسون و بهنام زیاد مکاشفه نمی¬کند و این مهم را به خواننده واگذار می¬کند! در مجموع داستان حکایت جدیدی ندارد ولی به علت اینکه قلم زیبای خانم شفاعی حکایت را شیرین آغاز می¬کند و به شیرینی هم ادامه می¬دهد و با پایانی جذاب خواننده را اغنا و راضی می¬کند. کتاب مانند قرص خواب عمل می¬کند. از شاخص¬ترین امتیازات کتاب نداشتن اغراق¬های بی¬حد و حصر نویسنده است که همه چیز را به آرامی پیش می¬برد و همه را به سر منزل مقصود می¬رساند داستان در قبرستان آغاز و در قبرستان هم به اتمام می¬رسد. با تشکر و دست مریزاد برای خانم شفاعی عزیز.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top