ستاره‌های دنباله‌دار

این مورد را ارزیابی کنید
(57 رای‌ها)

نویسنده به زیبایی از آدم‏‌ها قصه‏‌هایی مستقل می‌سازد که یک‏‌جایی به هم می‏‌رسند و با یکدیگر درد مشترک می‏‌یابند. همچنین با خواندنِ قصه می‏‌توان مدعی شد که نویسنده به خوبی از پَسِ این ترسیم برآمده و سرِ بزنگاه افراد وقایع را به هم مرتبط کرده است. در قصه پیشِ رو، برای برخی عشق مفهوم خود را از دست می‏‌دهد و آن را یک شوخیِ مسخره می‏‌پندارند و برای برخی دیگر همزمان با جدایی، تازه آغاز می‏‌شود. یکی آن را جرقه‏‌ای زودگذر می‏‌شمارد و دیگری همچون ستاره‏ای مستمر و دنباله‏‌دار که خاموشی ندارد. به هر حال بیانِ سرگذشت شخصیت‏‌های گوناگون در کنار یکدیگر، قصه‏‌ای را ساخته که خواننده خود را برای دانستن جذب می‏‌کند. نویسنده هم بدون وارد شدن در قضاوت و صادر کردنِ حکم، توانسته آن رابطه لازم میان داستان و مخاطبانش را برقرار کند به نحوی که نیازی به قهرمانِ خاص نباشد و فقط زندگی روزمره آدم‏‌ها مورد توجه قرار گیرد.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: ماندانا زندی
  • قیمت: 680000 ریال
  • تعداد صفحات: 752 صفحه
خواندن 5382 دفعه

دیدگاه‌ها  

#17 ماندانا زندی 1393-12-26 13:34
سلام به همه دوستای خوبم:)چه اون عزیزانی که مهر خودشونو نثار کردن و منت گذاشتن و اثر رو تهیه و مطالعه کردن چه اون عزیزانی که به صورت میهمان به این صفحه سر می زنن;)سال نو رو پیشاپیش تبریک می گم بهتون و واسه تون آرزو می کنم که سال جدید پر باشه از اتفاق های خوب و دلپذیر:Dالهی که برسین به همه آرزوهاتون...ااهی که دلتون گرم باشه و لبتون همیشه بخنده...سلامت بمونین و مهربونی رو از یاد نبرین....کتاب هم بیشتر بخونیم همه مون ...فیلم زیاد ببینیم و غافل نمونیم از دنیای ادبیات و هنر کشور خودمون و بقیه دنیا....دوستتون دارم عزیزای دلم....مخصوصا ایلیا ، ساناز ،نرگس ، باران ، محیا ، رویا ، مهسا و بقیه دوستای خوبم که کار رو خوندن و ما رو هم از شنیدن نقدهای خوب و پربارشون محروم نکردن....عزیزانی هم که اسمشون افتاد از قلم بدونن که دوستشون دارم و بخودم افتخار می کنم که واسه خوندن این کار انرژی و وقت و هزینه خودشونو صرف کردن:)و منتظر شنیدن نظرات همه عزیزان هستم چرا که نکات ضعف و قوت هر نویسنده ای بین همین نقدها ست که مشخص می شه و راه درست ادامه دادنو پیدا می کنه...پس نظرات پرمهر خودتونو دریغ نکنین;) من خیلی کم به این صفحه سر می زنم اما حواسم به همه تون هست...چه اونایی که کارو دوست دارن چه اونایی که دوست ندارن...سعی هم می کنم تا جایی که می تونم پاسخ گو نظرات تون باشم...آخه عشق شما عزیزای دلمه که این قلم رو پویا نگه می داره و این فکر رو به جریان می ندازه..:):)
من کنار شما مهربونا از صمیم قلبم احساس خوشبختی می کنم و به خودم میبالم که اینجا توی این صفحه میزبان شما عزیزان هستم...حالام که نزدیک عیده بفرمایید دهنتونو شرین کنین;)
#16 ماندانا زندی 1393-12-26 13:19
ممنون باران عزیزم که وقت و هزینه خودتونو صرف اثر ناقابل این بنده کمترین کردین...بارانم متاسفم که نتوستم توی این کتاب انتظارات شما رو برآورده کنم...گاهی بعضی عزیزان نمی تونن با زاویه دید دانای کل ارتباط خوبی برقرار کنن واز یه طرف دیگه هم تعدد شخصیت ها یا خطوط ماجرا براشون سردرگم کننده و کسل کننده می شه...ممنون از نقدتون و وقت با ارزشتون نازنینم...ضمنا اسم زیبای شما دوست خوبم رمان خودمو بنام ((بانویی از جنس باران)) واسه م تداعی کرد....اگه اون کاررو هم خوندی و هر نقدی در رابطه ش داشتی با دیده منت پذیرا هستم....بازم دستای پرمهرتو می بوسم مهربون من و بازم متاسفم که این کتاب اونی نبود که انتظارشو داشتین....مخصوصا با هزینه نسبتا بالای کتاب....دوستتون دارم و بازم منتظر انتقاد های مفید و سازنده تون هستم...
#15 باران 1393-12-15 14:14
سلام.رمان نبود یک دفتر خاطرات بود.جذاب نبود پشیمانم از خریدنش
#14 نرگس 1393-01-27 11:50
سلام
قشنگ بود و چون واقعیت های جامعه را به تصویر کشیده بود و زندگس آدمهایی که در کنار ما زندگی می کنند جالب بود و آموزنده با تشکر
#13 ساناز نوروزي 1392-11-14 11:57
با سلام
كتابتون خوندم.ممنون به خاطر كتاب خوبتون.
به نظرم نوع نگارش كتاب كه چند داستان به صورت موازي بيان ميشد جالب بود و اينكه وقايع با تاريخ تفكيك شده بودن اما موضواعات جانبي در كنار زندگي ارش و دريا باعث اشفتگي شده بود چون در مورد همه چيز گفته شده بود مرگ فرزند اختلاس جانباز شيميايي و...
پايان داستان از زبان غزال بود كه خاص ومتفاوت وجالب بود.به اميد كارهاي بعدي شما..
موفق باشيد
#12 مهسا. ج 1392-10-01 22:58
جلدش قشنگ بود داستان هم خوب بود
#11 ایلیا 1392-09-07 09:34
با توجه به حجم کتاب برام جالب بود چطور چند نفر به فاصله چند ساعت کتاب رو خوندن و نظر دادن؟
ایرادات ویراستاری با وجود داشتن ویراستار زیاده از حد بود املای کلمات:حضانت-موذیانه-قساوت-قرتی-بلیت و...غلط بود و عبارت زیر دندان مزه کردن به اشتباه لای دندان مزه دادن آمده بود.در ضمن مرکز تجاری تندیس سال 1383تاسیس شده بنابراین سال 1380 وجود نداشته...
کتاب از نظر موضوعی هم آشفته بود و نویسنده هرچه توانسته بود در ان قاطی کرده بود.قسمتهایی بسیار شبیه مهر و مهتاب و درپایان شب بود.کاش تمام مضمونها یک جا خرج نمیشد.در ضمن برام سواله چرا فرهاد برای رفتن به دوبی با اتوبوس رفت بندرعباس؟نمیشد از تهران پرواز به دوبی داشته باشه؟...البته بعنوان یک نویسنده تازه کار دیالوگها جذاب درآمده بودن
#10 رویا 1392-09-05 19:43
راستی یادم رفت مهمترین نقدم رو بنویسم.یه کتاب سی هزار تومن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه ما از کجا بیاریم؟شما رو بخدا به فکر امثال ما که درآمدشون کفاف نمی ده بکنین.من خودم این کتاب رو هدیه گرفتم.وگرنه پول خریدنش رو....بماند.خلاصه نشر شادان با ما به از آن باش که با خلق جهانی آخه از کجا بیاریم؟
#9 رویا 1392-09-05 19:03
رمان ستاره های دنباله دار رو خوندم.جالب بود سبک متفاوتی داشت اما ایرادهایی هم داشت.راستش دلم می خواست بیشتر درباره دریا و آرش بخونم تا داستانک های متعدد دیگه.به نظرم قصه زندگی اونا به حدی جذاب بود که نیازی به داستانهای مکمل نداشت.مخصوصا هستی و زندگی اون بعد از طلاق پدرومادرش خیلی برام جذاب بود.من خودم بچه طلاقم و تلخی هایی که از زبان دریا روایت می شد یا حتی سرنوشت هستی و بهار خیلی روم تاثیر داشت.تا حالام رمانی رو ندیده بودم که دراین باره نوشته شده باشه .منتها گفتم که اتفاقهای جالب داستان دیر بوجود میان از بس هجم اطلاعاتی که نویسنده ارائه داده زیاده.دوست داشتم سرنوشت بهار رو هم معلوم می کردن.مشکلات او و دوری ش از مادرش منو یاد خودم می ندازه.شخصیت پردازی ها عالی بود و دیالوگها از اون هم بهتر.کلا متفاوت بود.اما یه کم شلوغ بود و داستان اصلی دیر اتفاق افتاد.از خانم زندی بابت توجه شون به مقوله طلاق و سرنوشت بچه های طلاق بسیار ممنونم.امیدوارم یه روزی برسه که هیچ آشیونه ای از هم نپاشه.امثال این کتاب می تونه تلنگر خوبی باشه برای پدر و مادرهای خودخواهی که فقط به شاد بودن خودشون توجه می کنن.
#8 محیا 1392-08-25 18:41
با سلام خدمت خانم زندی.رمان ستاره های دنباله دار رو توی همین تعطیلاتی که گذشت خوندم و واقعا لذت بردم و اصلا متوجه نشدم چطور دو سه روز گذشت و وقتی بخودم اومدم که کتاب تموم شده بود و چشمای منم خیس!راستش من رمان زیاد می خونم به همین خاطر چند نظر که به ذهنم می رسه می نویسم.حسن بزرگ کتاب نزدیکی اون به واقعیت بود و اینکه آدما و شخصیت ها هونایی بودن که روزانه اطراف خودمون می بینیم.واقعی حقیقی مشکلاتتشون هم مثل همه ادمای عادی بود.نه از ثروت های افسانه ای خبری بود و نه زیبایی های چشم گیر.همه چی کاملا عادی و طبیعی بود.و اینکه این روان رو از بقیه کتابهای هم سطح خودش متمایز می کرد دنبال کردن همزمان چند خط داستانی جداگانه بود که باعث افزایش جذابیت کار شده بود.پایان بندی خوبی هم داشت و سرنوشت شخصیت ها روی من تاثیر زیادی گذاشت.مخصوصا دلم برای دریا خیلی سوخت.هرچند با خانم آتوسا موافق نیستم که شخصیت آرش دوست داشتنی بود.متزلزل بودنش و دمدمی مزاج بودنش اعصاب منو بهم می ریخت.به هر حال متفاوت ترین رمانی بود که اخیرا خوندم.انتشارات شادان داره توقع مارو خیلی بالاتر می بره.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید