خاطرات بارانی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نکته مهمی که در داستان امروز مورد توجه است و بی‏‌ترديد خواننده شادان را درگير خواهد کرد، بررسی شک و ترديد در زندگی است، آن هم نه به صراحت، بلکه به صورت يک ترديد هميشگی که روح آدمی را می‏‌خورَد. شايد جذابيت اثر نيز به همين نکته‏‌بينی و نتيجه‏‌ای غيرمستقيم که از يک رُمان می‏‌توان انتظار داشت، باشد. نتيجه‏‌ای که قرار نيست نويسنده به صورت درس اخلاق و با پندهای گُل درشت به مخاطب خود بدهد، آن هم مخاطبی آگاه و نکته‏‌بين... يک مخاطب شادانی، يک رُمان‏خوانِ حرفه‌‏ای!

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: خدیجه حسینی
  • قیمت: 530000 ریال
  • تعداد صفحات: 576 صفحه
خواندن 2106 دفعه

دیدگاه‌ها  

#3 mohammad.00 1398-01-10 11:41
سلام کار بسیار خوبی بود ولی اشکالات تایپی و اسامی هم وجود داشت که در سایه داستان جذاب به چشم نمی آمد ولی بهتر است این اشتباهات اندک نیز از بین برود.
ممنون
#2 آنیتا 1396-11-05 00:21
خانم حسینی عزیز بخاطر قلم زیبایتان به شما تبریک میگویم شما از معدود نویسندگانی هستید که باوجود سن کمتان قلم پخته و بی نظیری دارید.رمان خاطرات بارانی به نظر من کتاب خوبی است البته به جز پایانش،نمیدانم چرا اصلا نتوانستم با آخر کتاب کنار بیایم.این قدر در طول داستان شاهد نامردی های مهرداد بودم که به کل مهرداد در نظرم تیره شده بود و اینکه یکتا بعد از این همه ظلم که مهرداد در حق خودش و خانواده اش کرده بود باور کند که مهرداد درمان شده و رفتارهای غلطش را کنار گذاشته و تعادل روحی پیدا کرده اصلا باور پذیر نبود.
#1 azar 1394-12-22 15:15
نویسنده داستان را به قدری شورانگیز و هیجان انگیز شروع میکند که به خواننده این مهلت را نمیدهد که کتاب را به یک سو بگذارد بلکه با اشتیاق ادامه میدهد . موضوع قصه بسیار پرکشش و جذاب میباشد که حول محور دو خواهر به نامهای یکتا و یگانه میچرخد. یکتا قهرمان و گوینده داستان میباشد. نویسنده در توصیف دیگر افراد خانواده پرمایه کار می¬کند ولی نواقصی هم دیده میشود که به خاطر پرکشش بودن داستان خیلی به چشم خواننده نمیآید و این جذابیت داستان تا اواسط کتاب خواننده را با خود میکشد. تا اینکه خواننده کم کم شوق و اشتیاق اولیه را از دست میدهد و داستان به حالت فرسایشی ادامه پیدا میکند. یکتا که دختری بسیار پرشر و شور معرفی میشود و یکه تاز میدان زندگی خود و دیگران میباشد و همچنین تعیین کننده سرنوشت دیگر افراد خانواده که متأثر از تصمیمات نابجا و اشتباه یکتا مواجه میشوند اما نویسنده این خصوصیت اخلاقی یکتا را در میانه داستان از یاد میبرد و او را دختری فوق العاده صبور معرفی می¬کند و این همان نقطه کور داستان است که چطور یک شخص میتواند تا اینگونه تغییر یابد و تا سه سال به شکل جدیدی ادامه زندگی میدهد و بعد از سه سال ناگهان طغیان میکند و همه چیز را از بیخ و بن میکَنَد و از اینجا به بعد دیگر داستان آن کشش واقعی خودش را از دست میدهد و خواننده از اینکه کتاب به چنین تحولی رسیده کم کم سرخورده میشود البته یکتا در این تغییرتحولات زندگی تنها نیست و یونس برادرش همگام با او هست ولیکن پدر و مادر هیچگونه نقشی در این میانه بازی نمیکنند و هفت سال تمام از زندگی یکتا حذف میشوند و این جای بسی سؤال دارد. البته نویسنده محترم در قسمتی از داستان مرگ خواهر دوقلوی یکتا را به تصویر میکشد و بی¬جهت او را از صحنه داستان حذف میکند و آن هم به صورت بسیار غیرمنتظره و در برهه ای از زندگی این خانواده که همه چیز با هم دیگر اتفاق میافتد و خواننده مرگ یگانه را به خاطر حوادث پی درپی زیاد جدی نمیگیرد و بودن یا نبودن یگانه و شوهرش (خواستگار سابق یکتا پسرعمویشان) در داستان بسیار کم اهمیت تلقی میشود و اصولاً داستان از این نظر که انسان خوب و بد در هر شرایط زندگیشان ادامه مییابد چه بسا که انسانهای خوب مرگی دلخراش دارند و انسانهای بد در نهایت از زندگی خوبی برخوردار میشوند و این بسیار ناعادلانه و بیرحمانه به نظر میآید. در این داستان هم یکتا به علت خودسری ها و خودخواهیهایی که نویسنده به نگارش درآورده باعث تغییر روند زندگی خود و خانواده اش میشود و باعث آلام و ناراحتیهای روحی و روانی فراوانی برای مادر و پدر و خواهر و برادرش یونس میشود، ولی در نهایت خواهر یکتا، یگانه است که مرگ دلخراشی برایش رقم میخورد و یکتا تنها چند سال سختی میکشد و دوباره زندگی به رویش لبخند میزند، اما در این میانه تمام سختیهایی که دیگر افراد خانواده کشیده اند نویسنده خیلی به آنها نمیپردازد گویی که خیلی برای نویسنده مهم نبودند که موقعیت روحی خانواده تا چه حد آسیب دیده است و یک مادر یا پدر حاصل رنج و زندگی چندین ساله شان اینگونه به تباهی و زوال رفته است. کتاب خوب شروع شده ولی متأسفانه کم کم از قدرت داستان کم شده گویی که نویسنده خیلی حرف برای گفتن نداشته است با این حال از نویسنده محترم خانم حسینی تشکر میکنم و امید بر آن دارم که کتابهای بعدیشان را بتوانند از این فرسایشی بودن نجات دهند. نکته برجسته در کتاب خاطرات بارانی در مورد مهرداد که شوهر یکتا و خواستگار قبلی یگانه میباشد که گویا ایشان دارای بیماری روحی و روانی میباشد و هیچ گونه کنترلی بر رفتار و اعمال خود ندارد و به راحتی یکتا را تا مرز مرگ میبرد و مورد بازخواست قرار نمیگیرد و همین صبوری که یکتا نشان میدهد و ناگهان خود را به نقطه انفجار میرساند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید