تا انتهای سکوت

این مورد را ارزیابی کنید
(27 رای‌ها)

قهرمانی که زندگی بر وفقِ مرادش رقم نمی‏‌خورد و حوادث، او را به سویی سوق می‏‌دهد که باید تحمل کند و با تفکر، راه صحیح را بیابد. این شخصیت داستانِ ما نیز لازم است تا گاهی خود را کنار بکشد و از بالا به زندگی‏‌اش بنگرد تا بیرون از کورانِ حوادث، بتواند تصمیم درستی بگیرد. سرنوشتِ آدم‏‌ها هزارویک اما و اگر دارد اما همه چیزش محتوم نیست. هرکس می‏‌باید بتواند بر این سرنوشت تأثیر بگذارد و به شکلی که لازم است آن را بسازد و یا تغییر دهد. «تا انتهای سکوت» قصه آن کسانی است که به این تأثیرگذاری اعتقاد دارند و می‏‌دانند که با خواستن، می‏‌توان زندگی را جهت داد.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: عاطفه عقلمند
  • قیمت: 280000 ریال
  • تعداد صفحات: 392 صفحه
خواندن 4656 دفعه

موارد مرتبط

دیدگاه‌ها  

#6 azar 1394-03-18 14:41
با وجود تلخ بودن کتاب چیزی درون شخصیت ها بود که ناخودآگاه خواننده را با خود همراه میکند. با وجود تلخ و گزنده بودن داستان خواندنش را به دیگر دوستان توصیه میکنم. احساسات خورشید خیلی خوب بیان شده و مبارزه ای که در آن گرچه موفق نمی شود ولی ستودنی است. با تشکر از خانم عقلمند که داستان را با روایی و نثری ساده و ملموس نوشتند و از گزافه گویی در داستان خبری نیست. خسته نباشید
#5 محمد 1394-03-16 15:49
سلام واقعا ممنونم بابت تموم تفکرات شیرین غمگینتون که واقعیت آزاده های اسیرو دوباره نشونمون داد دوست دارم کتابتونو چند بار دیگه هم بخونم مخصوصا اولشو، عالی بتصویر کشیدی عشق این کتاب آرمان ساز بود. توصیه من به همه ی شادانیا واقعا عالی بود. ;)
#4 Mina 1393-10-29 08:38
سلام؛ بی شک شما را میتوان در زمره افراد خوش ذوق دانست که در آینده ای نزدیک شاهد پیشرفت روزافزون شما خواهیم بود.
کتاب شمارا مطالعه کردم و بسیار لذت بردم،کلام شیرین و قلم روان نویسنده احساس خوشایندی به آدم منتقل میکرد.
امیدوارم شاهد کتابهای زیبای شما در روزهای آتی باشیم.
با تشکر: مینا گندمی
#3 mina 1393-10-26 12:51
سلام
کتاب خیلی تلخی بود :اما.....نثر روان وگیرایی داشتید .امیدوارم از قلمتون برای کتابهای بهتر وشادتری استفاده کنید .ممنون
#2 مونا 1393-09-25 23:41
سلام خانم عقلمند. به خاطر زحمتی که کشیدید تشکر می کنم و بهتون خسته نباشید می گم. اما متأسفم که انقدر تلخ بود. واقعا تا اون جایی که تونستین تلخی رو به کام خواننده نوشاندین. نمی گم همه ی کتابها باید پر از اتفاقهای خوب و شیرین و غیر واقعی باشه ولی کتاب شما دیگه نهایت تلخی بود. تا اونجایی که تونستین و دستتون رسید زندگی رو به کام خورشید تلخ کردین. واقعا به چی می خواستین برسین که دنیا رو تیره و تار نشون بدین؟!!! خوب مگه نیست؟ مطمئناً هست ولی این دلیل نمی شه همون تلخی ها رو مو به مو بیان کنین و باعث افسردگی بیشتر جامعه بشین. به شما پیشنهاد می کنم برای نوشتن کتاب بعدیتون حتماً با یک مشاور مشورت کنین و از انتشارات شادان عزیز هم تقاضا می کنم نقدم را روی صفحه بگذارید. ممنون
#1 فرشته 1393-07-13 18:06
سلام خسته نباشید خانم عقلمند عزیز عالی بود دیالوگها عالی بخصوص خورشید و ننه فطرت . شاید قصه عشق پسر کدخدا را بارها در کتابها خونده باشیم اما وفای بعشق این عاشق ستودنی بود . منتظر اثر بعدی شما با پختگی بیشتر . و با تشکر از نشر خوب شادان و تشکر ویژه از استاد رحیمی با مقدمه هایی که ترا ترغیب و وادار بخوندن کتاب میکند البته با عشق فهمیدن که چه خواهی خواند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید