اگر دوباره زندگی میکردم...

این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

اگر فرصتی دیگر برایم مقدور می شد و می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم، بدونِ تردید کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم ... همان گونه که خداوند در قبال یک دهان، دو گوش به من داده است!
با دوستانم بیشتر وقت می گذراندم و حداقل یک بار در هفته(یا ماه) آنها را برای صرف غذا به خانه ام دعوت می کردم، حتی اگر فرش خانه ام تمیز نبود و یا مبل و صندلی ام فرسوده شده بود. در روی کاناپۀ سالن پذیرایی خانه ام بستنی و یا ذرت بو داده می خوردم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی و خرابیِ خانه نمی شدم .
به چشمان پدرم خیره میشدم تا حرف بزند و پای صحبتهای پدربزرگم می نشستم تا از خاطراتِ جوانی اش برایم تعریف کند. زیر بارانِ یک عصرِ پائیزی از خراب شدنِ لباسهایم نگران نمی شدم و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاقم را به دلیلِ در هم ریختنِ موهایم نمی بستم.  شمع های زیبای روی میز ناهارخوری که به شکل گلِ سرخ هستند و مدتها بی استفاده روی میز مانده اند را روشن می کردم و از نور زیبای آنها لذت می بردم، همچنان که از غذاخوردن در زیباترین ظرف های چینی یا کریستالِ داخل ویترین خانه ام!
با فرزندانم می دویدم، فوتبال بازی می کردم و بر روی چمن می نشستم بدون آن که دل نگرانِ کثیفی و لکه های سبز رنگی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند .
با تماشای برنامه های تلویزیونی کمتر اشک می ریختم و از تهِ دل خنده سر می دادم، حتی با دیدن زندگی و سختی های آن بیشتر می خندیدم. شاید هم اگر روزی احساس بی حوصلگی یا کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم، عذاب وجدان نمی گرفتم.
هنگام سفر به جای آنکه بی صبرانه در انتظار رسیدن به مقصد باشم، سفر را از همان لحظۀ حرکت به حساب می آوردم و هر لحظه از مسیر و راه را می بلعیدم و از لحظه به لحظه آن لذت می بردم.
آنگاه که فرزندانم با شور و حرارت به سوی من می آمدند و مرا در آغوش می کشیدند، هرگز آنها را از خود دور نمی کردم و نمی گفتم: بسه دیگه! حالا برو پیش از غذا دستهایت را بشور یا مسواک بزن!... بلکه بی دریغ به آنها می گفتم: دوستتان دارم.
اما اگر امکانِ آغاز یک زندگی دوباره به من داده می شد، هر دقیقه از آن را نگه میداشتم، آن را با وسواس و ولع نگاه میکردم، به آن معنایی دوباره میدادم و هرگز آن را رها نمی کردم.
همواره دلیلِ شادی دیگران باش، نه شریک شادی آنان...  و همیشه شریک غم کسی باش ، نه دلیل غم او.

خواندن 4205 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « فكر كن... 30 قانون جهانی موفقیت »

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید