ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
سه شنبه, 14 ارديبهشت 1395 18:32

وحیده تنهایی: با سوژه‌های داستان‌هایم شبانه روز زندگی می‌کردم

سرکار خانم «وحیده تنهایی» امسال با رمان «یک‌سال شیدایی» در نمایشگاه کتاب تهران حضور دارند. به بهانه چاپ این اثر گفت‌وگویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید...

1) قبل از هر چیز، به هر اندازه که می‌خواهید و لازم می‌دانید از خودتان، خانواده، تحصیلات و کارتان برای شادانی‌ها بگوئید.
 وحیده تنهایی آذری متولد مهر 1354 تهران

2) به نظر شما نویسندگی (به ویژه رمان نویسی) یک امر ذاتی (و استعدادی) است و یا با گذراندن دوره‌های خاص می‌توان نویسنده شد یا از آن‌ها استفاده برد؟ در مورد خود شما چطور بوده است؟
 به نظر من سبک نوشتن رمان یک امر کاملا استعدادی و ذاتیه که از همون دوران کودکی در وجود آدمی خودنمایی می‌کند. من از همان دوران کودکی تا جایی که یادم میاد مدام روی کاغذپاره‌ها متنی رو از خودم و یا از کتاب‌ها و اشخاص خاص می‌نوشتم و علاقه زیادی داشتم که به سبک زندگی، نوع رفتار و ظاهر آدم‌ها چه در خلوت، چه در اجتماع توجه کنم و این یکی از معیارهای اصلی‌ام برای نوشتن بود.
در مورد دوره‌های نویسندگی هرچند من به شخصه در این دوره‌ها شرکت نکردم ولی پیشنهادم به دوستانی که در ابتدای این راه هستند اینه که حتی الامکان در این دوره‌ها شرکت کنند، چون برای بهره‌مندی از دانش این عرصه گذروندن دوره‌های مربوطه می‌تونه در جهت کسب موفقیت شون نقش بسزایی داشته باشه.

3) سوژه‌ها برای نوشتن یک داستان را چگونه به دست می‌آورید و چگونه پرورشش می‌دهید؟
خیلی دوست دارم که سوژه‌هام به واقعیت نزدیک باشه. به مشکلات و کشمکش‌ها و قضاوت‌های زودهنگام و یا باورهایی که خانواده‌ها براساس فرهنگ و عقاید خودشون به فرزندانشون تحمیل می‌کنند. هرچند تجربیات پدران و مادران درواقع یه اصل مستحکمه ولی احترام به احساس و انتخاب جوونا هم می‌تونه از بحران‌های عاطفی که در زندگی براشون اتفاق می‌افته پیشگیری کند. من سعی کردم سوژه‌هام رو به این معیارها نزدیک کنم و در طول روایت این داستان‌ها لزوماً با سوژه‌های داستان‌هام شبانه روز زندگی می‌کردم... با لبخندشون لبخند می‌زدم و با گریه‌هاشون اشک می‌ریختم.

4) از داستان کتاب آخرتان بگویید. چطور شد که این کتاب را نوشتید؟ آیا زندگی شخص خاصی مد نظرتان بود؟ (در مورد سوژه و موضوعش نیز کمی بیشتر توضیح دهید)
داستان یک سال شیدایی تا حدودی برگرفته از واقعیت بود. ولی تلاش من این بود که در جریان داستان به موضوعات و مشکلات مختلف خیلی از ماه‌ها اشاره کنم، مشکلاتی که فقط خودمون با توجه به شرایط روحی‌مون می‌تونیم درکشون کنیم که در این رابطه ممکنه خیلی‌ها از کنارش بی‌تفاوت عبور کنن و توجهی بهش نشون ندن... حتی درک نکنن که چقدر در اون لحظات به پشتیبانی و حمایت حتی یک نفر نیاز داریم که اگه اون یک نفر هم نباشه چه بحران سختی رو باید به تنهایی پشت سر بگذاریم.

5) فکر می‌کنید مخاطب کتاب شما در چه گروه و رده‌ای قرار می‌گیرد (چه از نظر تحصیلی و اجتماعی، و یا حتی رده‌های مختلف سنی)؟ به ویژه در مورد کتاب حاضر.
به نظر من همه انسان‌ها در زندگی شخصی خودشون یه راز پنهانی رو دارن که شاید غیر از خدا هیچکس از اون راز خبر نداشته باشه. حسی که متعلق به من و بُرهه‌ای از زمان خاص نیست و ممکنه در هر ردة سنی برای آدم اتفاق بیفته. من خودم شخصاً معتقدم هر کسی که حتی یکی از مشکلات این داستان رو لمس کرده باشه می‌تونه باهاش ارتباط برقرار کند. ممکنه خانم یا آقایی حتی در سنین بالا با روایت این داستان به زمانی برگردن که خاطره‌ای شیرین یا غم انگیز رو براشون تداعی و یادآوری کنه، مثلاً تصمیماتی که تحمیل شده و هرگز اجازه انتخاب بهشون داده نشده... به همین خاطر فکر می‌کنم مخاطبین می‌تونن از هر رده سنی باشن.

6) چه کسانی ابتدا کتاب‌تان را می‌خوانند و آیا نظر هم می‌دهند؟ این موضوع برای شما به عنوان یک نویسنده، چقدر مهم است و روی نظرات آن‌ها تا چه حد حساب می‌کنید؟
مادرم و تعدادی از نزدیکانم. سعی می‌کنم از انتقادات و پیشنهاداتی که میدن نهایت استفاده رو داشته باشم و در بعضی از قسمت‌ها از نظراتشون بهره مند بشم.

7) برخی معتقدند هرکی در زندگی می‌تواند یک رمان براساس زندگی خود و اتفاقات پیرامونش بنویسد. آیا اصلا این موضوع درست است و آیا برای شما هم این گونه بوده است؟
کاملا درسته، زندگی هر کدوم از ما روایتی از نویسنده‌ای بزرگ به نام خداونده... که به زیبایی به قلم نگارش درآورده. پستی و بلندی‌ها، ناکامی‌ها، جدایی‌ها، از دست دادن‌ها... اشک‌ها و لبخندها، عاشقانه‌ها و حسرت‌ها، همه و همه به نوعی در زندگی همة ما اتفاق می‌افته و هرکدوم به گونه‌ای به دور از انتخاب، وادار به پذیرش این اتفاقات می‌شویم. چه خوشایند و چه ناگوار. پس هر کدوم از ما بعد از خدا می‌تونیم نویسندة زندگی شخصی خودمون به روی کاغذ باشیم.

8) عکس العمل اطرافیان در مورد آثار شما چیست؟ آیا فقط تعریف می‌کنند - حتی اگر نخوانده باشند و یا واقعا نظرات مثبت و منفی خود را می‌گویند؟
عکس العمل همگی خیلی خوب و سرشار از انرژیه... همیشه از نظرات مثبت و منفی کسانی که کتابم رو خوندن با کمال میل استقبال می‌کنم، چون معتقدم این انتقاداتیه که به من هشدار توجه بیشتر به ادا کردن حق مطلبم رو میده.

9) عکس العمل‌ها به کتاب شما در فضای مجازی چطور بوده؟ آیا شما اهل موضوعات در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی هستید؟ (برای آثار منتشر شده)
بله سعی می‌کنم پیگیری کنم... خب بسیاری از دوستان و مخاطبان کتاب اولم بهم لطف داشتن و با ارسال پیام به ایمیل شخصی‌ام انرژی مضاعف دادن و انگیزة محکمی برای نوشتن کتاب دومم شدن.

10) آیا کارهای پاورقی مجازی را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اید؟ نظری در مورد آنها دارید؟
بله می‌بینم و مشتاقانه می‌خونم. به نظر من بسیاری از این افراد قلم تأثیرگذاری دارن و احساس آدم رو به چالش می‌کشونن.

11) کمی هم از علاقه‌تان به آثار دیگر و نویسندگان قدیم و جدید بگویید... با کتاب‌های منتشر شده تازه چقدر ارتباط دارید و کار چه کسانی را می‌پسندید.
علاقه زیادی به اشعار استاد هوشنگ ابتهاج معروف به سایه دارم. کتاب‌هایی که روایات قرآنی داشتن رو در گذشته خیلی مطالعه کردم. در نوجوانی به شدت پیگیر آثار خانم فهیمه رحیمی و سیمین دانشور و دانیل استیل بودم. از آثار بسیاری از نویسندگان داخلی و خارجی لذت بردم و سعی کردم به خاطر بسپارم.

12) دوست داشتید نویسنده کدام کتاب بودید (ایرانی یا خارجی... قدیمی یا جدید)؟
بسیار زیاد عاشق قلم خانم مریم ریاحی هستم و همة آثارشون رو تحسین می‌کنم.

13) آیا برای یک نویسنده، خواندن رمان (از آثار روز و جدید) را لازم می‌دانید؟ در مورد کتاب‌های قدیمی‌تر و کلاسیک چطور؟
صدالبته مهمه که با روحیات و قلم هرکدوم از نویسندگان آشنا بشم و از خلاقیت و نوپردازیاشون کمال استفاده رو ببرم و در واقع به نحوی سطح نگارشمون رو با سلایق مختلف آشنا کنیم.

14) راستی این روزها (و در کل) خودتان چه می‌خوانید؟
در حال حاضر مشغول خوندن کتاب لطفاً گوسفند نباشید هستم.

15) آیا اتفاق افتاده که با خواندن یک رمان موفق، در خلوت خودتان بگویید که کتاب من خیلی از این اثر بهتر است یا از موفقیت کتابی تعجب کنید؟
نه اصلاً...

16) در اوضاع و شرایط امروز، به نظر شما چه عواملی در موفقیت یک کتاب موثر است؟ نقش و تاثیر ناشر در این میان چقدر است؟
در وهله‌ی اول اعتبار و شناخت نشری که کتاب رو منتشر می‌کنه مهمه و در کنارش انتخاب ایده‌های جدید و پُرمحتوا، خلاقیت و سوژه‌های به دور از اغراق و آمیخته با طنز نقش مؤثری در موفقیت داستان یک کتاب رو دارند.

17) آیا مایل هستید در مورد ناشر اثرتان و نحوه کار و رضایتتان اظهار نظر کنید؟
بسیار خرسندم از این بابت که این افتخار نصیبم شد که در کنار نشر محترم شادان کتاب دوم‌ام رو به مخاطبین معرفی کنم.

18) به نظر شما نوشتن یک رمان تا چه اندازه نیاز به تحقیق یا مطالعه دارد؟
بسیار زیاد... قبل از هر کس دیگه‌ای وقتی خود نویسنده کتابش رو می‌خونه باید از صحت و اعتبار گفته‌هایش یقین حاصل کند تا بتونه باورپذیری مخاطبینش رو تا حدود زیادی کسب کند و نظرشون رو جلب کنه.

19) پس از انتشار اولین کتاب‌تان چه حس و حال خاصی داشتید؟ کمی خودمانی‌تر و صادقانه و غیر کلیشه‌ای پاسخ دهید.
از ذوقی که داشتم روی پا بند نبودم و بالافاصله به همه انتشار کتابم رو خبر دادم... فکر می‌کردم شخصیت‌های داستانی‌ام جون گرفتن و دارن توی همین شهر و یه جایی همین حوالی کنار هم زندگی می‌کنن، شاید باورتون نشه ولی وقتی جوونایی رو می‌دیدم که شباهتی به شخصیت‌های داستانم داشتن لحظاتی محو تماشاشون می‌شدم... حس خیلی خوبی بود.

20) اگر جوانی علاقه‌مند از شما برای نویسنده شدن کمک و راهنمایی بخواهد، برای او چه حرف غیر تکراری‌ای دارید تا کمکش کند؟
من به همه‌ی کسانی که ازم کمک خواستن گفتم سعی کنید به حالات روحی و رفتاری همه‌ی آدم‌ها توجه خاصی داشته باشید... و حتماً در حین نوشتن کتاب‌تون با شخصیت‌های داستان زندگی کنید، تمام لحظات خودتون را جای اونا حس کنید... این کار کمک بزرگی به خلق داستانتون می‌کنه.

21) از رقابت با دیگر نویسندگان امروز چه احساسی دارید؟ آیا اصلا حس رقابتی در میان نویسندگان رمان وجود دارد؟ این احساس در میان نویسندگان شادان هست؟
حس رقابت رو نمی‌پسندم. بیشتر تمایل دارم که همه نویسندگان دوستانه در کنار هم باشند و هر کدام در حیطه‌ی کاری خودشون.

22) بسیاری از رمان خوان‌ها عقیده دارند که نویسنده بودن در مجموعه شادان یعنی سبک و سیاق خاص. و شادانی‌ها نسبت به آثار منتشره در زمینه رمان متفاوت هستند... نظر شما چیست؟ آیا این حرف صحیح است؟
تا حدودی بله. من به شخصه با مطالعه‌ی آثار نویسندگان محترم این نشر خیلی راغب شدم که کتابم توسط این انتشارات به مخاطبین معرفی بشه.

23) آیا فکر می‌کنید این تعریف برای مخاطبین شادان هم برقرار است؟... یعنی آن‌ها نیز خاص و متفاوت هستند؟
امیدوارم که این طور باشه.

24) در نوشتن به سوژه بیشتر اهمیت می‌دهید یا زبان و نوع نوشتار؟ هر کدام چقدر اهمیت دارند؟
سوژه داستان برام خیلی مهمه و بالطبع این نثر و شیوایی نوشتاری روایت داستان و گفتار و رفتار شخصیت‌هاشون رو برای مخاطب جذاب می‌کند. یعنی باید به گونه‌ای باشد که مخاطب رو به همراه خودش ترغیب کند تا منتظر عاقبت این داستان باشه و خواننده رو به پایان کتاب بکشونه و جذب کنه.

25) تعریف شما از رمان عامه پسند چیست؟... آیا آثار خود را با مخاطب عام می‌دانید؟
رمان عامه‌پسند رمانی است که تمام طبقات اجتماعی و رده‌های سنی می‌تونن به گونه‌ای باهاش ارتباط برقرار کنند. من فکر می‌کنم قسمت دوم سوالتون رو باید مخاطبین پاسخ بدن.

26) صحبت دیگر... یا حرف آخر برای هرکس که صلاح می‌دانید.
خدای بزرگ و مهربون رو شاکرم که هیچ جا تنهام نذاشته و همیشه به خیر و صلاح خودش هوامو داشته، خانواده‌ام و عزیزانم که مشوق اصلی من بودند، نشر محترم شادان که این افتخار رو نصیبم کردن که کتابم رو چاپ کنند و تو مخاطب خوب و دوست داشتنی که خط به خط با خوندن کتابم با من همراه میشی صمیمانه دوستتون دارم.

خواندن 510 دفعه

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top