ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
جمعه, 07 آبان 1395 01:06

نازی بهبودیان: هنوز به کتاب کاغذی علاقه دارم!

رمان «از سایه تا روشن» عنوان تازه‌ترین اثر انتشارات شادان است که به قلم سرکار خانم «نازی بهبودیان» به نگارش درآمده است. به بهانه چاپ اثر و برای آشنایی بیشتر شما مخاطبان شادان با این نویسنده، گفت‌وگویی با ایشان ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

قبل از هر چیز، به هر اندازه‌ای که می‌خواهید و لازم می‌دانید از خودتان، خانواده، تحصیلات و کارتان برای شادانی‌ها بگوئید.
سلام، من نازی بهبودیان هستم متولد 57، دارای مدرک لیسانس و شاغل

به نظر شما نویسندگی (به ویژه رُمان نویسی) یک امر ذاتی (و استعدادی) است و یا با گذراندن دوره‌های خاص می‌توان نویسنده شد؟ در مورد خود شما چطور بوده است؟
هر دو، ولی معلومه که هر کاری با تمرین و تکرار پیشرفت می‌کنه! من کلاس خاصی نرفتم ولی از یازده سالگی رمان‌ می‌خوندم.

سوژه برای نوشتن یک داستان را چگونه به دست می‌آورید و پرورش می‌دهید؟
من که اولین کتابم هستش ولی پیدا کردن سوژه‌های ناب و مهم‌تر از همه پروروندن اون واقعا سخته! نیاز به عمیق شدن در اجتماع و انسان‌ها داره!

از داستان کتاب آخرتان بگویید، چطور شد که این کتاب را نوشتید؟ آیا زندگی شخصی خاص و سوژه‌ای واقعی در نظرتان بود؟ (در مورد سوژه و موضوعش نیز کمی بیشتر توضیح دهید).
در واقع کتاب اولم، شخصیت اصلی این کتاب کاملا واقعی و برگرفته از کسی است که سال‌ها پیش می‌شناختم، من فقط به ماجراهای زندگی اون کمی پر و بال دادم ولی تمام وقایع داستان گرچه در واقعیت برای او اتفاق نیفتاده بود ولی همه وقایع، واقعی هستند و برای افرادی در اطرافم اتفاق افتادن، من سعی کردم تا داستان زندگی «دری» خیلی واقعی و ملموس جلوه کنه چون اون دختری واقعی هست و تا جایی که ممکنه از آوردن عشق‌های رویایی و حوادث باورناپذیر خودداری کنم، در اصل من تعداد زیادی حوادث واقعی رو در هم ترکیب کرده و به صورت یک داستان واحد درآوردم.

به نظر شما مخاطب با خواندن کتاب حاضر، علاوه بر سرگرمی چه چیز دیگری در پایان کتاب به دست می‌آورد؟
امیدوارم سرگرمی جالبی برای خوانندگان باشه طوری نباشه که بعد از خوندن یا نصفه رها کردن کتاب متاسف بشن برای وقتی که گذاشتن، اما من تلاش کردم در این داستان به «خود» کمی بیشتر بپردازم، این‌که هر انسانی چه افکار و چه رویاهایی برای خود داره، درگیری‌های ذهنی هرکس با خودش، و در نهایت، باوری که از خودش به دست میاره، چیزی که در داستان برای شخصیت اصلی «دری» اتفاق می‌افته!

چه کسانی ابتدا کتاب‌تان را می‌خوانند؟ آیا نظر هم می‌دهند، این موضوع برای شما به عنوان یک نویسنده، چقدر مهم است و روی نظرات آنها تا چه حد حساب می‌کنید؟
کتاب من رو خواهرم خوند و چون یک هنرمند مشکل‌پسند هست وقتی اون رو پسندید و نظر داد که در حد چاپ هست، من برای چاپ اون اقدام کردم! البته من فعلا با نوشتن یک کتاب که هنوز بازخورد اون مشخص نیست خود رو نویسنده نمی‌شمارم، البته اگه منظور کسی است که می‌نویسه بله، ولی در برابر نویسندگان نام‌آور کشورمون واقعا حرفی برای گفتن ندارم. صددرصد نظر مخاطب برای هرکسی که محصولی تولید می‌کنه مهمه، البته اینم مهمه که این نظر با چه لحن و واژگانی بیان بشه، حتما در پیشرفت و یا برعکس پسرفت کارهای تولید شده تاثیر خواهد داشت.

آیا کارهای پاورقی مجازی را در شبکه‌های اجتماعی دیده اید؟ نظری در مورد آنها دارید؟
نه اصلا، چون من برعکس خیلی از افراد هنوز به کتاب کاغذی علاقه دارم!

دوست داشتید نویسنده کدام کتاب شما بودید (ایرانی یا خارجی ... قدیمی یا جدید)؟
خیلی کتاب‌ها، من تمام کتاب‌هایی رو که خوندم و دوست داشتم به نویسنده اون و قدرت ذهنش و خلاقیتش غبطه خوردم همیشه، هم ایرانی و هم خارجی، مثل بوف کور، داستان جاوید، و کتاب‌های خارجی اون قدر زیادن که نمیشه اسم برد ولی رمان‌های کلاسیک انگلیسی و رمان‌های جدید ژاپنی بیشتر از همه!

آیا برای یک نویسنده، خواندن رُمان (از آثار روز و جدید) را لازم می‌دانید؟ در مورد کتابهای قدیمی تر و کلاسیک چطور؟
خیلی زیاد، همه‌جور کتاب و از هر ملیت فرقی نداره، واقعا خوندن کتاب، راهنمای خوبی برای پیشرفت کار نویسندگان هست، شاید بخندید ولی من هربار تصمیم می‌گرفتم کتابم رو برای چاپ ارائه کنم و یه کتاب قشنگ می‌خوندم زود منصرف می‌شدم و به خودم می‌گفتم در برابر این کتاب چه حرفی برای گفتن دارم؟ ولی از طرفی هم آرزو داشتم بعد از سال‌ها خوندن، من هم کتابی عرضه کنم!

آیا اتفاق افتاده که با خواندن یک رُمانِ موفق و پراستقبال، در خلوت خودتان بگویید که کتاب من خیلی از این اثر بهتر است یا از موفقیت کتابی تعجب کنید؟
واقعا الان نمیشه استقبال از یک کتاب رو به خوب بودن اون ربط داد، چه بسیار کتاب‌هایی هستن که واقعا ارزشی ندارن ولی بارها چاپ شدن، نمی‌دونم دلیل علاقه ما مردم چی هست ولی بله اتفاقا وجود چنین کتاب‌هایی بود که باعث شد من هم ترس رو کنار بگذارم و خود رو وارد گود کنم!

در اوضاع و شرایط امروز، به نظر شما چه عواملی در موفقیت یک کتاب موثر است؟ نقش و تاثیر ناشر در این میان چقدر است؟
واقعا الان نمیشه گفت چه عواملی باعث موفقیت یک کتاب میشه، چون هم رمان‌های وزینی مثل کارهای خانم پیرزاد تکرار شده و هم کتابایی که واقعا خیلی سطحی و غیرواقعی بودن، البته تاثیر ناشر خیلی زیاده و خود من بارها کتابی رو به اعتبار ناشر اون خریدم، گاهی پشیمون هم شدم و متاسفانه این باعث لطمه خوردن ناشران هست، بیشتر! که باید با دقت در انتخاب آثار، مراقب اسم و اعتبار خوبشون باشن!

اگر مایل هستید در مورد ناشر اثرتان و نحوه کار و تعامل با وی اظهار نظر کنید؟
من سال‌هاست کتاب‌های شادان رو در نود درصد اوقات فقط با اعتماد به لوگوی اون خریداری کردم، همیشه طرفدار کتاب‌های شادان بودم و جز چند موردی رضایت داشتم از آثارشون! در حال حاضر هم شرایط کاری متعادل و منظمی داشته‌اند و در یک مسیر هدفمند حرکت کردن.

به نظر شما نوشتنِ یک رمان تا چه اندازه نیاز به تحقیق یا مطالعه دارد؟
خیلی! واقعا الان دیگه نشستن در گوشه خونه و نوشتن اشتباه محضه! البته در مورد کتاب من چون تمام اتفاقات واقعی هستن و من فقط نقش راوی و پیوند دهنده ده‌ها داستان واقعی به هم رو داشتم چندان نیازی به تحقیق وجود نداشت، ولی مسائلی هم بود که بدون استفاده از منبع درست، جرات نکردم بنویسم.

بسیاری از رمان خوان‌ها عقیده دارند که نویسنده بودن در مجموعه شادان یعنی یک سبک و سیاقِ خاص، و شادانی‌ها نسبت به آثار منتشره در زمینه رمان متفاوت هستند... نظر شما چیست؟ آیا این حرف را صحیح می‌دانید؟
اگر منظور از متفاوت اینه که شادان رمان‌های مقبول‌تری چاپ می‌کنه بله درسته!

آیا فکر می‌کنید این تعریف برای مخاطبین شادان هم برقرار است؟ ... یعنی آنها نیز خاص و متفاوت هستند؟
نه به نظر من انتخاب رمان هم مثل سایر انتخاب‌ها در زندگی سلیقه‌ای هست و ممکنه این گفته در مورد هر نشر دیگه‌ای هم صادق باشه!

تعریف شما از رمان عامه‌پسند چیست؟ آیا آثار خود را با مخاطب عام می‌دانید؟
عامه پسند به نظر من بهترین تعریف از یک کتابه! یعنی اثری که بیشتر مردم اون رو دوست دارن و قادر به درکش هستن! مثلا رمان مرشد و مارگریتا واقعا از نظر ادبی، خلاقیت، پیچیدگی، تخیل، علم، هنر و استعداد و هر چیز بالاترین سطح رو داره، ولی آیا هرکسی قادر به درک و لذت بردن از اون هست؟ این کتاب البته با این که برای خود من خیلی ملموس نبود بازهم از خوندنش لذت بردم و ای‌کاش عمر انسان به قدری طولانی بود که می‌شد چنین کتاب‌های ارزشمندی رو چندبار خوند ولی واقعا انسان امروز این فرصت رو داره؟ به نظر من رمان عامه‌پسند امروزه در تمام کشورها جایگاه بالاتری داره و دلیلش علاقه مردم به مطالعه زندگی‌های ساده و ملموس هست، با وقت کمی که هر کس داره دلش می‌خواد کتابی بخونه که ازش لذت ببره و چه خوبه چیزی هم بیاموزه!

به نظر شما چرا رمان خوانی برای همه لازم است؟ و فارغ از شعارهای کلی، تاثیر رمان را در زندگی افراد چه می‌دانید؟
واقعا رمان‌خوانی برای همه لازمه؟ ولی به نظر من مثل هر سرگرمی دیگری فقط خاص گروهی علاقه‌مند هستش! مثل این‌که گفته بشه همه مردم باید به کوه برن چون باعث سلامتیه! خب روش‌های دیگه‌ای هم برای سلامتی هست! همین طور راه‌های دیگه‌ای برای ارتقا سطح درک و روابط اجتماعی وجود داره! ولی مطمئنا اگر هرکسی رمان بخونه واقعا در سطح زندگی‌اش و روابطش تاثیر داره همون‌طور که رفتن به کوه در سلامتی‌اش موثره! ولی برای خود من خوندن یک کتاب خوب، حتی وقتی خیلی دچار مشکلات زندگی هستم آرامش‌بخشه و واقعا فکر می‌کنم این بهترین ورزش برای سلامت روح از بین سایر انتخاب‌هاست!

اگر قرار بود در جایگاه انتخاب میان چند نویسنده نوقلم قرار بگیرید به نظرتان سه شرط اول برای قبولی رُمان‌شان چه خواهد بود؟
کسانی که شیوا و روان می‌نویسن! چون الان دیگه خوندن متن‌های سنگین در حوصله خیلی‌ها نیست. بعد این‌که داستان رو در یک مسیر منطقی و متناسب با عرف جامعه پیش ببرن و سوم هم اظهارات‌شون دارای سند و مدرک باشه، مثلا یه خانم ایرانی کتابی نوشته بود که مردی بعد از بیست سال از کما بیرون میاد و از فرداش پامیشه زندگی طبیعی در پیش می‌گیره، با کم‌ترین تحقیق می‌تونستن متوجه بشن که این آدم دیگه قادر به راه رفتن و حرف زدن نیست!

برای پرداختن و شکل‌دهی به شخصیت‌های داستان، به چه روشی این کار را انجام می‌هید؟ الگو، تشبیه، ترکیب یا راهکاری دیگر؟
در این داستان من تماما الگو داشتم، اگر کمتر در مورد ویژگی شخصیت‌ها توضیح دادم علتش فقط این بوده که برای من وجود خارجی داشتن و اون‌ها رو می‌شناختم، اما با بیان ویژگی‌های افراد، امیدوارم برای همه قابل لمس شده باشن! حوادث این کتاب ده‌ها داستان جدا از هم بوده که ترکیب شدن و امیدوارم آش شله قلم‌کار خوشمزه‌ای از کار در اومده باشه!

تاثیر نویسندگی در زندگی خانوادگی و کاری شما چگونه است (چه تاثیر مثبت و چه اثرات منفی)؟
برای پاسخ به این سوال خیلی زود هست! باید منتظر نظرات خوانندگان بود اول، سپس تاثیری که خواهند داشت.

شناخته شدن یا شهرت برای یک نویسنده چقدر جذابیت دارد؟
بستگی به شخص داره، بعضی‌ها عاشق شهرت هستن و بعضی ترجیح میدن در سکوت به کارشون برسن! ولی کمتر نویسنده‌ای در ایران با چهره، قابل شناخته شدن هست و دلیلش بی‌مهری رسانه‌ها در شناسوندن نویسندگان بزرگه، تا به حال دیدید یک نویسنده موفق و مردمی به تلویزیون دعوت بشه؟ به نظر من که نویسنده‌ها شهرتی ندارن و این نشانه بی‌مهری تمام رسانه‌ها حتی ناشران هستش!

ترجیح می‌دهید یک عاشقانه‌نویس پُرمخاطب باشید یا نویسنده‌ای اجتماعی با مخاطب کم‌تر و جدی‌تر؟
مخاطب زیاد که آرزوی منه، ولی دوست دارم کتابی فراواقعی بنویسم، چیزی که در دنیای واقعی احتمال وقوعش کم باشه! ولی اینا دلیل کم شدن مخاطب نیست، اون‌قدر کتاب‌های جدی و اجتماعی داریم که خیلی استقبال شدن!

صحبت دیگر...یا حرف آخر برای هر کس که صلاح می‌دانید.
نه ممنونم! سوالات کافی و جامع بودند. فقط برای همکاری صمیمانه شما متشکرم و امیدوارم مخاطبان از مطالعه رمان «از سایه تا روشن» لذت ببرن!

خواندن 690 دفعه

دیدگاه‌ها  

#1 مریم نادعلیزاده 1395-09-17 18:47
از مطالعه کتاب خانم بهبودیان بسیارلذت بردم،مشتاقانه منتظرکتاب های بعدی ایشون هستم

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top