ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
شنبه, 13 شهریور 1395 01:21

مژگان زارع: سعی کرده‌ام درباره رابطه آدم‌ها در دنیای امروز حرف بزنم

سرکار خانم مژگان زارع، که به تازگی رمان «خواب‌های طلایی» ایشان روانه بازار شده است، این‌بار به سراغ سوژه جدیدی در ادبیات داستانی رفته است و تمرکز خود را بیشتر بر روی موضوع شبکه‌های مجازی قرار داده است. به بهانه چاپ این اثر تازه گفت‌وگویی با ایشان انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

از داستان کتاب آخرتان بگویید، چطور شد که این کتاب را نوشتید؟ آیا زندگی و سوژه‌ای واقعی در نظرتان بود؟ (در مورد سوژه و موضوعش نیز کمی بیشتر توضیح دهید).
سوژه آخرین رمانم درباره دو چیز خیلی مهمه. اول ارزش آدم‌ها یعنی اینکه علت علاقه و محبت ما به آدم‌ها برپایه چه چیزی هست؟ مادیات یا انسانیت؟ و در کنار این مضمون سعی کردم راجع به روابط آدم‌ها در دنیای امروز هم حرف بزنم. در دنیایی که آدم‌ها علاوه بر شخصیت حقیقی‌شون در فضای مجازی هم یک شخصیت جداگانه دارند. تمنا از یه خانواده متوسطه که با پیشنهاد وسوسه‌انگیز از طرف پسری از یه خانواده پولدار باید پا روی علاقه خودش بگذاره و بهشون جواب مثبت بده اما این فقط یک روی ماجراست و تمنا ناچاره در ادامه با شوهرش به عنوان یک مهندس کامپیوتر که گذشته مرموزی داشته کلنجار بره و...

به نظر شما مخاطب با خواندن کتاب حاضر، در پایان علاوه بر سرگرمی چه چیز دیگری از کتاب به دست آورده بود؟
من نمی‌تونم بگم مخاطب چه چیزی به دست میاره اما امیدوارم به بعضی ظرائف انسانی مثل فداکاری از روی انسانیت بیشتر توجه کنه و یا راجع به مسائلی که دنیای امروز پیش روش قرار داده مثل شبکه‌های اجتماعی کمی آگاهانه‌تر رفتار کنه.

فکر می‌کنید رمان ایرانی امروز به چه چیزی نیاز دارد؟ در سال های آینده خود را مقید به چه سمت و سویی در نویسندگی می‌دانید؟
فکر می‌کنم رمان امروز ایرانی باید هرچه بیشتر تلاش کنه که ما رو با هم آشتی بده. متاسفانه آستانه تحمل خیلی از ما پایین اومده و مدام منتظریم به همدیگه پرخاش کنیم. رسالت رمان در اصل همینه که آدم‌ها رو با روحیات متفاوت همدیگه آشنا کنه و از این طریق کمک کنه زمینه درک آدم‌های متفاوت از هم به‌وجود بیاد. خود من هم سعی می‌کنم در این مسیر قدم بردارم.

تصور شما از تاثیر رمان‌های ترجمه بر رمان ایرانی چیست؟
رمان‌های ترجمه مخاطبان خاص خودش رو داره. کسانی هستند که علاقه بیشتری به این رمان‌ها دارند ولی این باعث نمی‌شه که بازار مخاطب رمان ایرانی دچار نوسان بشه مگر اینکه رمان‌خوان حرفه‌ای از مضمون و پرداخت رمان‌های ایرانی ناامید بشه و به کل قیدش رو بزنه و به سمت رمان‌های خارجی بره که خب باید تلاش کنیم این اتفاق نیفته.

اگر قرار بود در جایگاه انتخاب میان چند نویسنده نوقلم قرار بگیرید به نظرتان سه شرط اول برای قبولی رُمان‌شان چه خواهد بود؟
شرط اول زبان صحیح اثر است. به این معنی که نویسنده حداقل اونقدر برای نگارش کارش وقت گذاشته باشه که مخاطب با خوندن یک پاراگراف از کار متوجه بشه با کسی طرف هست که زبان مادریش رو خوب بلده. شرط دوم سوژه خوب است. منظورم سوژه نو نیست. گاهی یک سوژه قدیمی با نگاه نو می‌تونه همون‌قدر ارزشمند باشه که یه سوژه جدید ارزش داره. شرط سوم پرداخت سوژه است. یعنی من مخاطب وقتی کتاب رو بستم احساس کنم درک جدیدی از زندگی پیدا کردم و این اتفاق نمی‌افته مگر اینکه نویسنده با مهارت سوژه‌ای رو که انتخاب کرده ساخته و پرداخته کرده باشه.

برای پرداختن و شکل‌دهی به شخصیت‌های داستان، به چه روشی این کار را انجام می‌دهید؟ الگو، تشبیه، ترکیب یا راهکاری دیگر؟
بستگی به سوژه‌ام داره. اینکه چقدر در پیشبرد ماجرا نقش داره. اگر شخصیت کلیدی باشه از هر روشی که کمک کنه مخاطب باهاش ارتباط بگیره استفاده می‌کنم اما اگر خیلی کلیدی نباشه بیشتر از تشبیه استفاده می‌کنم.

تاثیر نویسندگی در زندگی خانوادگی و کاری شما چگونه است (چه تاثیر مثبت و چه اثرات منفی)؟
نوشتن کار اصلی منه اگرچه شغل اصلی من نیست. متاسفانه در ایران خیلی وقت‌ها نمی‌تونی از علاقه اصلیت درآمد ثابت داشته باشی برای همین اگرچه من شغلی مرتبط با نوشتن دارم ولی گاهی اوقات حسرت می‌خورم که چرا وقت خالی به اندازه کافی ندارم که به رمان‌نوشتن بپردازم. و در نتیجه گاهی‌ اوقات توازن زندگیم به خاطر پرداختن به دو وجه مهم یعنی کار برای درآمدزایی و کار به خاطر علاقه به هم می‌خوره.

آیا شده مدت‌ها پس از انتشار کتاب خود، با خواندن آن حس ناخوشایندی بکنید؟ مثلا نیاز به تغییرات؟ چگونه بوده؟
بله این اتفاق افتاده. خودم رو قانع کردم که در آثار بعدی جبران کنم و کار بهتری به مخاطب ارائه بدم که هم خودم و هم اون‌ها راضی باشن.

شناخته شدن یا شهرت برای شما (و در کل برای یک نویسنده) چقدر جذابیت دارد؟
شهرت یه نقاب خیلی جذابه که هرکسی نداشته باشه آرزو می‌کنه بهش برسه ولی به محض اینکه به دست آوردی میفهمی پشت نقاب چیزهای دیگه‌ای جز محبوبیت هم خوابیده و خب ناچاری نقاب رو روی اون چیزهای نه چندان خوشایند نگه بداری. می‌خوام بگم شهرت هم جذابیت داره و هم دردسر. البته من خیلی هم مشهور نیستم ولی درک می‌کنم کسانی که شهرت بیشتری دارند دردسر بیشتری هم تحمل می‌کنند.

از کارهای جدید خود بگویید و ایده‌هایی که در ذهن و یا در دست نوشتن دارید؟
فعلاً دارم با یه سوژه کلنجار میرم و منتظرم ببینم واکنش مخاطب‌ها به رمان خواب‌های طلایی چی هست تا تصمیم نهایی رو برای نگارش اون بگیرم. جز اون‌ها دارم یکی از رمان‌های قبلیم رو که منتشر نشده بازنویسی میکنم اما هنوز تصمیم نگرفتم باهاش چه کار کنم.

ترجیح می‌دهید یک عاشقانه‌نویس پُرمخاطب باشید یا نویسنده‌ای اجتماعی با مخاطب کم‌تر و جدی‌تر؟
ترجیح می‌دم در راهی که انتخاب کردم موفق باشم و این اتفاق اگر بیفته دیگه به اینکه کجا مشغول فعالیتی خیلی فکر نمی‌کنی.

صحبت دیگر...یا حرف آخر برای هر کس که صلاح می‌دانید.
بازهم تشکر می‌کنم از نشر خوب شادان که همراه همیشگی من بوده و ممنونم از کسانی که کارهای من رو می‌خونن و مهربانانه احساسشون رو با من درمیون میگذارن.

خواندن 665 دفعه

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top