ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار
پنج شنبه, 24 مرداد 1392 10:38

مریم جعفری نویسنده رمان «شهر آشوب»: با فروغ حس همزادپنداری دارم

مریم جعفری متولد 1353 تهران دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روانشناسی رمان «شهر آشوب» را بر اساس زندگی فروغ فرخزاد نوشت و توسط انتشارات شادان منتشر شد. به همین مناسبت از طرف دپارتمان ادبیات شرق دانشگاه ویرجینیا امریکا به آن کشور دعوت شد تا پیرامون این اثر سخن بگوید.

مریم جعفری پیش از این رمان «گل‌های شب بو» که به زبان عربی ترجمه و نشر شده و توسط مادلین فوگل قرار بود به زبان انگلیسی برگردان و منتشر شود.
این نویسنده نخستین رمانش را به اسم «فراموشم مکن» توسط نشر چکاوک به بازار عرضه کرده بود.

• خانم جعفری چه شد که برای نوشتن رمان زندگی فروغ فرخزاد را انتخاب کردید؟
واقعیت این است که من علاقه خاصی به آثار فروغ داشتم. من قبل از این که به زندگی‌اش بپردازم، هیچ شناخت عمیق و دقیقی از زندگی شخصی و ادبی‌اش نداشتم و اطلاعاتم نسبت به آن چه که بر او گذشت چندان غنی نبود. به همان اندازه که با آثارش آشنا شدم و علاقه‌ای که به شعرهایش پیدا کردم، دیدم که با روحیات من خیلی سازگار است. کنجکاو شدم که چه بر او گذشت. هرچه گشتم دیدم منابعی که در مورد زندگی‌اش هست چندان غنی و کامل نیست. اطلاعاتی که می‌دهند کافی نیست.
حرف‌هایی که در موردش گفته می‌شود، تناقص دارد.
• با پسر فروغ، کامیار شاهپور آشنا بودید؟ آیا با او ملاقات کردید؟
بنا به دلایل شخصی نمی‌خواستم کامیار را ببینم چون برایش تداعی‌گر خاطره تلخی می‌شد. بنابراین تصمیم گرفتم برای کشف زوایای پنهان زندگی فروغ به سراغ منابع دست اوّل بروم، کسی که در این زمینه خیلی به من کمک کرد برادر ایشان دکتر امیرمسعود فرخزاد بود که نوار مصاحبه‌هایش را دارم و در کامل کردن این رمان و اطلاعات من خیلی کمکم کرد. خانم پوران فرخزاد هم کمک‌هایی کردند البته نه بیش از آن چه که در مجامع عمومی بیان کرده بودند. شاید بتوانم بگویم منابع اطلاعاتی که من از امیرمسعود فرخزاد دارم، غنی‌تر از آن است که تاکنون منتشر شده است.
به ابراهیم گلستان هم دسترسی نداشتم، ولی با پسرشان تماس تلفنی داشتم و کمک‌های خوبی کردند.
• سرانجام کامیار را ملاقات کردید؟
کامیار در آن زمان تازه پدرشان – پرویز شاهپور هنرمند ارزشمند کشور را – از دست داده بودند و در یک بحران روحی سختی به سر می‌بردند، متاسفانه امکان گفتگوی من با ایشان مهیا نشد.
• اطلاع دارید که ابراهیم گلستان خاطرات زندگی‌اش را که خاطرات با فروغ را هم شامل می‌شود به امانت سپرده تا بعد از مرگش منتشر شود؟
بله. این را هم می‌دانم. چرا این مسئله همیشه در ذهنم هست که چرا امروز نه؟ ولی آن چه مسلم است کار بعدی که خیلی کامل‌تر و رساتر خواهد بود، و بحثی هم در موردش نخواهیم داشت قطعاً خاطرات ابراهیم گلستان است. به نظر می‌رسد، اوّلین نفری که فروغ را وارد دنیای سینما کرد و به ایشان و روحیاتش خیلی نزدیک بود، گلستان بود. آن چه که من در کتابم استفاده کردم و آن چه که شنیده‌ام.
• می‌دانید دوران تحول شعری فروغ پس از آشنایی با ابراهیم گلستان بود؟
رشد شعری و تحول فکری فروغ به این دلیل بود که با گروه روشنفکران آن زمان همنشین شده بود و از طرفی همنشینی با افرادی که دور از شأن او به عنوان یک شاعر زن و دور از فضا و جایگاه ادبیات بود از زندگی‌اش حذف شد و زندگی هنری‌اش سمت و سوی درستی پیدا کرد.
بدون تردید آشنایی‌اش با ابراهیم گلستان با توجه به جایگاهش به عنوان هنرمند روشنفکر، نقطه عطفی در تحولات فکری و شعری فروغ به حساب می‌آید و شکی هم در این نیست. نقشش هم در رمان شهر آشوب تا جایی که اطلاعاتم اجازه می‌داد، پر رنگ و مشخص است.
• فکر می‌کنید رمان زندگینامه‌ای چقدر بدهکار واقعیت‌های بیرونی است؟ شما در این رمان چقدر از تخیل بهره گرفته‌اید چقدر از واقعیت؟
خیلی کم سعی کردم از تخیلم بهره بگیرم مگر در فضاسازی هایی که لازمه یک رمان است. ببینید در رمان استفاده از اصول اجتناب ناپذیر است فرض کنید که شما می‌خواهید از یک رمان تاریخی یک فیلم سینمایی بسازید، من آمدم بر اساس زندگی یک شاعر و هنرمند مشهور یک رمان نوشتم. در کار هنری استفاده از نیروی تخیل اجتناب ناپذیر است و حتماً اتفاق می‌افتد. امّا در کل شالوده این رمان بر اساس مستندات واقعی است. شک نکنید منابع‌اش هم موجود است.
• شاید اطلاع داشته باشید گارسیامارکز بر اساس زندگی سیمون بولیوار رمانی نوشته که با واقعیت‌های تاریخی هیچ سازگاری ندارد و مورد اعتراض هم قرار گرفت امّا در جواب گفت من بولیوار جهان داستانی خودم را نوشتم، نه قهرمان مبارزات آزادی بخش امریکای لاتین را.
البته ما نمی‌توانیم خط بطلان بکشیم بر تمام چهره هایی که به واقعیت‌های تاریخی نزدیک‌اند! من این تعهد و احساس را داشتم و خیلی ریاضت کشیدم تا بتوانم چهره واقعی فروغ را ترسیم کنم. سعی کردم نگاهی بدون قضاوت شخصی در این اثر داشته باشم. خیلی سخت است که نویسنده به شخصیتی ارادت داشته باشد امّا نگاهش به زندگی و آثارش فارغ از قضاوت شخصی باشد. این سختی‌های کار یک مؤلف است. من با اساس کار فروغ هیچ مخالفتی نداشتم ولی از یک نظر باید دقت شود که نویسنده این رمان یک زن است و با شخصیت اصلی اثر یعنی فروغ نوعی همزادپنداری داشته است. فروغ در دوره‌ای که اکثر زنان جایشان در آشپزخانه بوده، به نمایندگی از زنان آگاه جامعه شخصیت و هویت مستقلی به زنان ایرانی داده است و جایگاهشان را در جامعه مرد سالار ارتقا داده است. البته تاوان این شهامت و ایستادگی را هم داده که از دست دادن خانواده و زندگی شخصی بود.
کسی که در یک خانواده نظامی و سنتی و متعصب بزرگ شده بود.
• چند اثر شما گویا به زبان‌های دیگر هم ترجمه شده است؟
بله. دو اثر من توسط دانشگاه قاهره چاپ شد که اساتید ادبیات شرق آن به سرپرستی استاد عزت محمد به عربی برگردانده شد. این دو رمان یکی «فراموشم مکن» و دیگری «گل‌های شب‌بو» نام داشتند. کتاب «فراموشم مکن» هم از طرف مجلس اعلای فرهنگی مصر بهترین ترجمه شناخته شد و پیام تبریکی هم برایم فرستادند. خانم مادلین فوگلی استاد دانشگاه برن هم نگاهی تحلیلی به رمان «افسون یک نگاه» داشتند و آن را در روزنامه‌های محلی چاپ کردند. ولی به دلایلی که هنوز برای من مشخص نیست ارتباط شان با من از یک مقطعی قطع شد. در دوران خاصی از وضعیت سیاسی ایران این اتفاق افتاد که به نظرم بیشتر مسائل سیاسی در این امر دخیل بود. قرار بود این رمان ترجمه بشود که با قطع ارتباط ما کار بلاتکلیف مانده است.
رمان شهر آشوب هم که توسط دانشگاه ویرجینیا از من دعوت کردند، تصمیم به ترجمه و انتشار این اثر دارند که با ناشر برای خرید کپی رایت آن در حال مذاکره است.

خواندن 5155 دفعه

دیدگاه‌ها  

#7 mirjani 1396-12-18 19:11
تا الان کتاب هایی که خوندم فوق العاده بودند
وتقعا تشکر خانم مریم جعفری
#6 آزاده اکبری 1396-09-22 05:25
با سلام.من چندین آثار خانم جعفری رو خوندم و واقعا لذت بردم.مثل کتاب سال های بی کسی ولی متاسفانه یکی از کتاب های ایشون نمونه یکی از کتاب های خارجی بنام جین ایر بود که کاملا من رو متاثر کرد.اقتباس گرفتن خوب هست ولی نه اینکه تمام جزییات مثل هم باشه.
#5 ستاره جعفری 1392-09-27 15:03
خانم جعفری عزیز :
از خواندن کتابهایی مانند شهرآشوب که ما را با نقاط تیره زندگی مشاهیر آشنا می کنند واقعاً لذت می برم و لذت بخش تر آنکه شما سعی کردید وارد بُعدی از زندگی فروغ فرخزاد شوید که کمتر کسی به آن توجه می کند کار شما باعث همزاد پنداری خواننده با زندگی اصلی و پنهان فروغ خارج از تمام حرف ها و حدیث ها می شود. امیدورام همیشه برقرار و سلامت باشید و با قلم خوب و شیوه مناسب نگارشتان طرفدارانتان را غافلگیر کنید.
#4 مدیر سایت 1392-06-05 01:24
با سلام
در حال حاضر کتاب «شهرآشوب» امکان تجدید چاپ ندارد. اما با مراجعه به کتابفروشی‌ها، ممکن است بتوانید چاپ‌های گذشته این کتاب را پیدا کنید. (جوینده، همیشه یابنده است!)
موفق باشید.
#3 ساناز نوروزی 1392-06-04 00:09
سلام..من این کتاب چند سال پیش خوندم و واقعا کتابش دوست داشتم.
الان میخواستم اینترنتی بخرم اما جز کارهای خانم جعفری در سبد خرید نیستن؟؟
چاپ کتاب تموم شده؟؟
#2 مهناز 1392-05-30 00:12
مهناز
واقعا کتاب قشنگی بود خیلی از خوندنش لذت بردم...
ممنون خانم جعفری عزیز شهراشوب و گلهای شب بو از شاهکارهای شما میباشند
#1 تکین حمزه لو 1392-05-26 09:43
دوست و همکار نازنین بسیار خوشحالم که کار ارزشمندت درمورد فروغ فرخزاد اینچنین مورد توجه قرار گرفته است و اطمینان دارم راه موفقیت برای شما طولانی و ادامه دار خواهد بود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top