ورود ثبت

ورود به سایت

نام کاربری *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار

شجاعی، فریده

این مورد را ارزیابی کنید
(55 رای‌ها)

به نام آنکه هست و پاینده است
در دومین روز از دومین ماه تابستان سال چهل و هشت در شهر تهران پا به جهان گذاشتم تا رسالت انسانی‌ام را که برای آن آفریده شده بودم، به انجام برسانم. نامم را فریده گذاشتند، یک نام مصری به معنی یکتا، یگانه...
بیست و هشتم دیماه سال هفتاد و نه برای من یک روز بزرگ بود. روزی که توانستم امانتی را که خداوند در وجودم به ودیعه گذاشته بود به عاشقان عشق هدیه کنم. امانت عشق اولین نوشته‌ی من نبود بلکه پلی بود به سوی رسیدن به یک نیاز روحی بزرگ و سوگند به آنکه به قلم سوگند یاد کرد، عشق بود که قلم را به دستم داد و عشق است که مرا با خود می برد تا به آنجا که عشق است.
امانت عشق، وارث عذاب عشق، بوسه تقدیر، زندگی یعنی چکیدن، خشت اول، شب بی‌ستاره، خاک غریب، زیر سایه بخت، پروین، پدر و... ذره‌ذره‌های وجود من هستند که تقدیم به دوستداران قلم می‌شوند.
شخصیت و احساسات عمیق من در کتاب‌هایم متجلی شده و حتی اگر به دیده انتقاد نگریسته شوند با تمام وجود دوستشان می‌دارم و آن را از اعماق قلبم به خوانندگان آثارم هدیه می‌کنم.
اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم دوست دارم بازهم فریده باشم و باز هم قلم به دست بگیرم زیرا عشق را در نوک قلم پیدا کردم.

فهرست آثار:
خاک غریب
روزهای بی‌خاطره

اطلاعات تکميلي

  • ایمیل نویسنده: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خواندن 13412 دفعه

دیدگاه‌ها  

#61 بهزاد 1395-11-20 18:09
سلام و خسته نباشید
خانم شجاعی عزیز ممنون از قلم زیبایتان.می‌خواستم ببینم راه ارتباطی نداریم که بشه تماس گرفت.من چند باری تلاش کردم با ایمیلی که بالای صفحه هست برایتان ایمیل بفرستم نشد متاسفانه.
#60 مهدیه 1394-07-05 22:27
سلام خانم شجاعی امیدوارم خوب و سر زنده باشین داستان های زیبایی مینویسین کاش میشد تجربیات خود را در اختیار تازه کارا ها بگذارین ..من خودم در حال نوشتن اولین رمانم هستم خیلی دوست داره مهارتتون رو. یاد بگیرم ..سپاس فراوان
#59 فرشته 1394-03-05 14:30
هر آنچه از دل بر آید " لاجرم بر دل نشیند" سلام خانم شجاعی عزیز ممنون که باز دل و نگاه دوستداران را به دلنوشته های زیباتون روشن کردید . من تمام کتابهای شما را خوندم ولذت بردم امیدوارم کتاب جدیدتون هم برای ساعتها مارو از این دنیای ..... جدا و با خود برویاهای زیبا ببرد . چون روح انسان گاه با رویا به آرامش میرسد. خسته نباشید همیشه سلامت باشید.
#58 سارا 1394-02-12 18:58
سلام خانم شجاعی
میخواستم بدونم از شخصیت های کتاب بوسه تقدیر خبر دارید؟نگین و شهاب
#57 نیکا 1393-06-18 16:20
سلام خانم شجاعی.... از شما بخاطر رمان های زیبایتان متشکرم و هم چنین قدرت در نوشتن و روحیه ی لطیف شما را باید ستود.... تمام کتاب هایتان را خوانه ام و عاشق همه ی انها میباشم بخصوص امانت عشق.... امیدورام به زودی شاهد اثر دیگری از شما باشم.... برایتان ارزوی موفق و شادکامی در زندگی را دارم.
#56 میلاد 1393-04-31 23:55
خانم شجاعی سلام...دلم نیومد که این خاطه ام رو با شما که اون رو بطور غیرمستقیم برایم ساختید سهیم نشم...سه سال پیش من برای شیمی درمانی در بیمارستان بستری بودم و حدود 20 روز ممنوع الملاقات بودم...خیلی ناراحت و بی حوصله بودم وتنها چیزی که برای گذراندن وقتم داشتم،کتاب خاک غریب شما بود... شروع به خوندن کتاب کردم...اون کتاب تنها همدم من بود..چون بدلیل تاثیر دارو، نمی تونستم صبت کنم.... حدود سه روز بعد، دقیقا همان روزی که کتاب تمام شد، من از بیمارستان مرخص شدم.... شاید عقلانی نباشد ولی من همیشه این فکر را میکنم که با پایان خوش داستان، پایان آن 20 روز من هم خوب بود...ممنون
#55 ماهان 1393-04-11 07:18
سلام.یه روز یه دوستی که خیلی برام عزیزبودتوپارک گفتگو کتاب شما رو بهم هدیه داد.کتاب جالبی بود.ولی اون اولین و آخرین دیدارمون بود.نمیدونم چرارفت.
#54 شیرین جمشیدی 1393-02-21 14:54
سلام خانم شجاعی
خدا قوت .رمان روزهای بی خاطره رو خوندم بد بنود .کتاب های زیادی از شما خوندم مثل : بوسه ی تقدیر مهر باران زندگی یعنی چکیدن آخرین رقص برگ شب های بی ستاره .. به نظر من این رمان نسبت به کارهای دیگر شما خوب نبود و هیجان عاطفی و عشقی اش خیلی کم بود انگار داری یه داستان معمولی می خونی ! من کارهای دیگه ی شما رو بیشتر دوست داشتم. مرسی از شما
مرسی نشر شادان
#53 فاطمه 1392-11-10 13:10
سلام خانم شجاعی عزیز .
من چندوقته دنبال کتاب زندگی یعنی چکیدن میگردم اما متاسفانه پیدا نشد اگه میشه راهنمایی کنید که باید چیکارکنم چون من خیلی اون رمانتونو دوست دارم ومیخوام به کسی که دوسش دارم هدیه بدم ممنون میشم
#52 مدیسا 1392-10-18 20:01
باسلام خانم شجاعی نویسندگی با کتابهای خوبی شروع کردید اما در بین کتابهایتان امانت عشق بوسه تقدیر وراث عذاب عشق شب بی ستاره و اخرین رقص رمانهای دیگه ای هستند با دیگر اثارتان خیلی فرق دارند..... بازم ازاین سبک رمانها بنویسید.... ممنونم

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

Go to top